آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۱ شهریور ۱۴۰۵

      Abut

      əˈbʌt əˈbʌt

      گذشته‌ی ساده:

      abutted

      شکل سوم:

      abutted

      سوم‌شخص مفرد:

      abuts

      وجه وصفی حال:

      abutting

      معنی abut | جمله با abut

      verb - intransitive verb - transitive formal C2

      نزدیک بودن یا شدن، مماس بودن یا شدن، مجاور بودن یا شدن، متصل بودن یا شدن، هم‌مرز بودن یا شدن

      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      Geographical analysis reveals that regions with similar climatic conditions often abut one another.

      تحلیل جغرافیایی نشان می‌دهد که مناطق دارای شرایط آب‌وهوایی مشابه اغلب به یکدیگر نزدیک هستند.

      One end of the bridge abutted on the sidewalk.

      یک طرف پل به پیاده‌رو متصل بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The two properties abut each other, sharing a common fence line.

      این دو ملک با یکدیگر هم‌مرز هستند و یک خط حصار مشترک دارند.

      verb - intransitive verb - transitive C2

      تکیه دادن یا کردن، چسبیدن، چسباندن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بهبود گرامر با هوش مصنوعی‬

      The old shed abuts the main house, making it easy to access.

      سوله‌ی قدیمی به خانه‌ی اصلی چسبیده است و دسترسی به آن را آسان می‌کند.

      Archaeological findings suggest that ancient settlements often strategically positioned their structures to abut natural water sources for convenience and defense.

      یافته‌های باستان‌شناسی نشان می‌دهد که سکونتگاه‌های باستانی اغلب سازه‌های خود را به‌طور استراتژیک در کنار منابع آب طبیعی قرار می‌دادند تا برای راحتی و دفاع به آن‌ها تکیه کنند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد abut

      1. verb touch or be next to something
        Synonyms:
        touch join neighbor adjoin be adjacent to border on butt against
      1. verb to be contiguous or next to
        Synonyms:
        adjoin border join meet butt touch border on bound with on_ adjacent be contiguous flank neighbor be adjacent to edge or _against project verge march terminate upon butt-against butt on

      سوال‌های رایج abut

      معنی abut به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «abut» در زبان فارسی به معنای «مجاور بودن»، «مماس بودن»، «نزدیک بودن» یا «متصل بودن به» ترجمه می‌شود.

      این واژه بیشتر در توصیف موقعیت‌های مکانی و فیزیکی به کار می‌رود و معمولاً برای بیان حالتی استفاده می‌شود که یک زمین، ساختمان یا سازه در کنار یا متصل به چیز دیگری قرار گرفته باشد. در زبان حقوقی و فنی نیز این واژه جایگاه ویژه‌ای دارد، زیرا برای توضیح حدود و مرزها در اسناد رسمی یا نقشه‌های مهندسی به کار گرفته می‌شود.

      در زمینه‌ی جغرافیایی و معماری، «abut» اغلب برای توصیف تماس یا مجاورت مستقیم دو شیء یا مکان استفاده می‌شود. به عنوان مثال، می‌توان گفت: «The garden abuts the river»، یعنی باغ در مجاورت رودخانه قرار دارد. این کاربرد به وضوح نشان می‌دهد که واژه، پیوندی فیزیکی یا مکانی را بیان می‌کند که بدون فاصله یا مرز جداکننده میان دو چیز اتفاق می‌افتد.

      از منظر حقوقی و املاک، «abut» اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. در قراردادهای ملکی و اسناد زمین، اغلب لازم است حدود و مجاورت‌ها با دقت مشخص شوند. برای نمونه، در سندی ممکن است نوشته شود: «This property abuts Main Street»، یعنی این ملک مستقیماً به خیابان اصلی متصل است. چنین تعریفی برای تعیین ارزش ملک و حقوق مالکیت اهمیت دارد و می‌تواند در اختلافات حقوقی نقش کلیدی ایفا کند.

      کاربرد این واژه در مهندسی عمران و سازه نیز رایج است. در این حوزه، «abutment» (که از ریشه‌ی «abut» گرفته شده) به بخش‌هایی از سازه گفته می‌شود که بار یا فشار را به زمین منتقل می‌کنند، مانند پایه‌های پل که به زمین یا دیواره‌های کناری متصل می‌شوند. این کاربرد تخصصی نشان می‌دهد که «abut» نه تنها در زبان عمومی، بلکه در زبان فنی و تخصصی نیز حضور پررنگی دارد.

      «abut» نمونه‌ای از واژگانی است که هم در زبان روزمره و هم در متون تخصصی کاربرد دارد. چه در توصیف ساده‌ی موقعیت یک باغ و رودخانه، و چه در قراردادهای ملکی یا پروژه‌های مهندسی، این واژه نقش مهمی در انتقال دقیق معنا ایفا می‌کند. آشنایی با آن نه تنها برای زبان‌آموزان بلکه برای متخصصانی که با اسناد رسمی یا پروژه‌های عمرانی سر و کار دارند، ضروری است.

      ارجاع به لغت abut

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «abut» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/abut

      لغات نزدیک abut

      • - abusive
      • - abusively
      • - abut
      • - abutilon
      • - abutment
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      تفاوت marketing و advertising چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      stay off afrit housewarming hang off parsimony bio Freemason hurricane lamp saturant apposable frowzy inbounds pass offensive rebound outlet pass slam-dunk پیروز شدن نطق وصیت‌نامه متعاقبا لحن به چالش طلبیدن هرازگاهی بد بهنجار شدن بهینه‌ای موجب ایستادگی بدبختی زجر بواسیر
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.