آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Outline

      ˈaʊtlaɪn ˈaʊtlaɪn

      گذشته‌ی ساده:

      outlined

      شکل سوم:

      outlined

      سوم‌شخص مفرد:

      outlines

      وجه وصفی حال:

      outlining

      شکل جمع:

      outlines

      معنی outline | جمله با outline

      noun countable C2

      طرح کلی، زمینه، شکل کلی

      In that dim light, all I could see was the outline of her face.

      در آن نور کم فقط می‌توانستم شکل کلی‌ای از چهره‌ی او را ببینم.

      Before painting the portrait, he sketched the outline of the face.

      قبل‌از نقاشی پرتره، طرح کلی صورت را رسم کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The brick house was square in outline.

      نمای بیرونی خانه‌ی آجری مستطیل بود.

      the rugged outline of the mountain

      برون‌نمای دندانه‌دندانه‌ی کوه

      to draw the outline of the house

      نمای برونی خانه را کشیدن

      noun countable B2

      خلاصه، چکیده، کلیات، نمای کلی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      He gave an outline of the project.

      او خلاصه‌ای از طرح را ارائه داد.

      The teacher gave us an outline of the course at the beginning of the semester.

      معلم در ابتدای ترم، نمای کلی‌ای از درس به ما داد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He has written a useful broad outline of atomic physics.

      او خلاصه‌ی مفیدی در باب فیزیک اتمی نگاشته است.

      They agreed on the broad outlines of the matters related to the contract.

      آنان درباره‌ی اصول مطالب کلی وابسته به قرارداد توافق کردند.

      to describe a project in outline

      نکات مهم طرحی را شرح دادن

      an outline history of the U.S.

      تاریخ مختصر امریکا

      the outline of his speech

      رئوس مطالب نطق او

      verb - transitive

      ترسیم کردن شکل کل، طرح کلی را کشیدن، حدود را کشیدن، خطوط کلی را ترسیم کردن

      He outlined the exact limits of the lake.

      او حدود دقیق دریاچه را ترسیم کرد.

      By drawing a few lines, he outlined the general plan of the house.

      با کشیدن چند خط طرح کلی خانه را رسم کرد.

      verb - transitive B2

      شرح کلی دادن، خلاصه توضیح دادن، نکات اصلی را بیان کردن، مختصر گفتن

      He outlined the program for his proposed reforms.

      او برنامه‌ی اصلاحات پیشنهادی خود را خلاصه کرد.

      Before writing your essay, you must outline it.

      بایستی پیش از نگارش مقاله نکات اصلی آن را بنویسی.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد outline

      1. noun plan, sketch
        Synonyms:
        summary blueprint diagram drawing draft layout sketch rundown synopsis skeleton frame framework tracing floor plan ground plan rough draft résumé main features bare facts thumbnail sketch rough idea recapitulation
      1. noun form, tracing of an object
        Synonyms:
        shape figure profile contour silhouette configuration delineation figuration conformation
        Antonyms:
        inside
      1. verb sketch out; plan
        Synonyms:
        describe summarize recapitulate draft lay out sketch out plot plan delineate trace characterize rough out block out tell about paint skeletonize adumbrate

      Collocations

      in outline

      به‌طور خلاصه، با ذکر مطالب اصلی

      outline plans

      طرح کلی برنامه ها / رئوس برنامه ها را مشخص کردن

      broad outline

      کلیات، طرح کلی

      سوال‌های رایج outline

      گذشته‌ی ساده outline چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده outline در زبان انگلیسی outlined است.

      شکل سوم outline چی میشه؟

      شکل سوم outline در زبان انگلیسی outlined است.

      شکل جمع outline چی میشه؟

      شکل جمع outline در زبان انگلیسی outlines است.

      وجه وصفی حال outline چی میشه؟

      وجه وصفی حال outline در زبان انگلیسی outlining است.

      سوم‌شخص مفرد outline چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد outline در زبان انگلیسی outlines است.

      ارجاع به لغت outline

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «outline» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/outline

      لغات نزدیک outline

      • - outlet pass
      • - outlier
      • - outline
      • - outline plans
      • - outlive
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.