آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Summary

      ˈsʌməri ˈsʌməri

      شکل جمع:

      summaries

      صفت تفضیلی:

      more summary

      صفت عالی:

      most summary

      معنی summary | جمله با summary

      noun adjective countable B2

      خلاصه، مختصر، موجز، اختصاری، ملخص، انجام‌شده بدون تأخیر، باشتاب

      noun adjective countable

      خلاصه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      a summary of the major news

      خلاصه‌ی مهم‌ترین خبرها

      a one-page summary of the report

      خلاصه‌ی یک‌صفحه‌ای از گزارش

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a summary of his thoughts

      چکیده‌ی افکار او

      a summary account of the long negotiations

      شرح مختصری از مذاکرات طولانی

      the summary way in which he was fired

      روش عجولانه‌ی اخراج او

      summary orders

      دستورات فوری

      summary trials and executions to intimidate the people

      محاکمات و اعدام‌های بی‌رویه برای ارعاب مردم

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد summary

      1. adjective concise, to the point
        Synonyms:
        brief short succinct compact condensed pithy laconic curt compendious compendiary boiled down in a nutshell to the point short and sweet run-down rehashed recapped run-through compacted breviloquent terse hasty perfunctory cursory arbitrary
        Antonyms:
        long wordy lengthy long-winded unabridged
      1. noun short statement of main points
        Synonyms:
        recap résumé abstract digest synopsis outline brief sketch review report condensation recapitulation rundown compendium précis abridgment essence reduction aperçu survey wrap-up run-through summing-up version nutshell core case inventory skeleton analysis extract sense rehash prospectus capitulation sum and substance roundup pandect syllabus long and short of it abbreviation conspectus
        Antonyms:
        detail dissertation thesis

      لغات هم‌خانواده summary

      noun
      summary, summarization
      adjective
      summative
      verb - transitive
      summarize

      سوال‌های رایج summary

      شکل جمع summary چی میشه؟

      شکل جمع summary در زبان انگلیسی summaries است.

      صفت تفضیلی summary چی میشه؟

      صفت تفضیلی summary در زبان انگلیسی more summary است.

      صفت عالی summary چی میشه؟

      صفت عالی summary در زبان انگلیسی most summary است.

      ارجاع به لغت summary

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «summary» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/summary

      لغات نزدیک summary

      • - summarize
      • - summarizer
      • - summary
      • - summary card
      • - summary court-martial
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.