آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
تفاوت deflation و inflation چیست؟
شکل جمع:
insidesدرون، بخش درونی، داخل چیزی
The data analysis reveals patterns inside the demographic shifts.
تحلیل دادهها الگوهایی را در درون تغییرات جمعیتی آشکار میکند.
The inside of the suitcase was lined with silk.
درون چمدان لفاف ابریشمی داشت.
Researchers examined the intricate patterns inside the human cell.
محققان الگوهای پیچیدهی درون سلول انسانی را بررسی کردند.
inside the house
درون اتاق
I wore my socks inside out.
جورابم را پشت و رو پوشیدم.
باطن، بطن هر چیزی
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
She kept her true feelings hidden inside.
او احساسات واقعیاش را در باطن خود پنهان کرد.
Understanding the motivations inside individuals is crucial for social analysis.
درک انگیزههای باطنی افراد برای تحلیل اجتماعی حیاتی است.
اعضای داخلی، قسمت داخلی، اندام درونی بدن
The internal organs are located inside the abdominal cavity.
اعضای داخلی بدن داخل حفرهی شکمی قرار دارند.
Doctors examine the inside of the body carefully.
پزشکان درون بدن را با دقت معاینه میکنند.
(insides) امعاواحشا
We learned about the human body's insides in biology class.
ما دربارهی امعاواحشا بدن انسان در کلاس زیستشناسی یاد گرفتیم.
Understanding the complex insides of mammals is crucial for veterinary science.
درک امعاواحشای پیچیدهی پستانداران برای علم دامپزشکی حیاتی است.
داخل، درون، تو، توی، در داخل
The door was locked from inside.
در را از تو قفل کرده بودند.
The report details the financial insides of the corporation.
گزارش جزئیات مالی درون شرکت را شرح میدهد.
when I am inside...
وقتی که داخل (خانه) هستم...
We went inside and had lunch.
ما به داخل رفتیم و نهار خوردیم.
از درون، در ذهن، در سر، در افکار، در احساس
Her motivation to learn originated from deep inside.
انگیزهی او برای یادگیری از درون نشأت میگرفت.
She felt a sense of peace deep inside.
او از درون احساس آرامش عمیقی داشت.
I know this lesson inside out.
این درس را خوب بلدم.
When I think of my poor son, my insides start aching.
وقتی به پسر بیچارهام فکر میکنم، دلم میسوزد.
در زندان، محبوس
He spent years on the insides for his crime.
او سالها بهخاطر جرمش در زندان بود.
Life on the insides changed him profoundly.
زندگی در زندان او را عمیقاً تغییر داد.
ورزش (بیسبال) توپ در داخل، توپ نزدیک به بدن
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ورزش
He's good at hitting the insides.
او در زدن توپهای در داخل خوب است.
Employing an inside pitch strategy can disrupt a batter's stance.
استفاده از استراتژی پرتاب توپهای در داخل میتواند وضعیت ضربهزن را مختل کند.
در چارچوب (قانون و مقررات)
We must operate within the insides of the new policy.
ما باید در چارچوب سیاست جدید عمل کنیم.
Urban development projects must remain strictly within the insides of environmental regulations.
پروژههای توسعهی شهری باید دقیقاً در چارچوب مقررات زیستمحیطی باقی بمانند.
Effective project management requires working within the insides of budget constraints.
مدیریت پروژهی مؤثر مستلزم کار در چارچوب محدودیتهای بودجه است.
در کمتر از مقدار زمان یا حد مشخصی
همچنین میتوان از inside of استفاده کرد.
Students must submit their assignments insides the stipulated deadline.
دانشجویان باید تکالیف خود را در کمتر از مهلت مقرر ارسال کنند.
They arrived insides an hour.
آنها در کمتر از یک ساعت رسیدند.
inside of an hour
کمتر از یک ساعت
درونی، تویی، اندرونی، داخلی
We cleaned the insides of the old wooden cabinet.
ما قسمتهای داخلی کابینت چوبی قدیمی را تمیز کردیم.
The building's insides require significant structural renovation.
بخشهای داخلی ساختمان نیاز به نوسازی ساختاری قابل توجهی دارد.
an inside wall
دیوار درونی
the building's inside decoration
تزیینات درونی ساختمان
The robbery appeared to be an inside job.
ظاهراً دزدی کار یکی از خود آنها (خود اعضا) بود.
محرمانه، خصوصی، خودمانی
Understanding the policy's insides is crucial for effective implementation.
درک جزئیات محرمانهی سیاست برای اجرای مؤثر حیاتی است.
inside information
اطلاعات محرمانه
the inside story
سرگذشت محرمانه
(مسافت یا زمان) در کمتر از
کاملاً، تماموکمال، زیروبم
1- وارد به کلیهی امور محرمانه، رازدار 2- در افکار درونی شخص
شکل جمع inside در زبان انگلیسی insides است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «inside» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/inside