آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۱ اردیبهشت ۱۴۰۴

      Exclusive

      ɪkˈskluːsɪv ɪkˈskluːsɪv

      شکل جمع:

      exclusives

      صفت تفضیلی:

      more exclusive

      صفت عالی:

      most exclusive

      معنی exclusive | جمله با exclusive

      adjective C1

      انحصاری، منحصر، اختصاصی، ویژه، مخصوص، مختص، محدود به

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده

      They signed an exclusive contract with the designer.

      آن‌ها قراردادی اختصاصی با طراح امضا کردند.

      we have the exclusive right to distribute this product.

      ما حق انحصاری توزیع این کالا را دارا هستیم.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The documentary includes exclusive footage that has never been shown before.

      این مستند شامل ویدئوهای اختصاصی است که تاکنون نمایش داده نشده‌اند.

      these bears live exclusively on fish.

      این خرس‌ها فقط ماهی می‌خورند (با ماهی زنده‌اند).

      the exclusive rights and privileges of the citizens

      حقوق و امتیازات منحصر به شهروندان

      exclusive regulations

      مقررات ویژه

      an exclusive interest in sports

      علاقه‌ی ویژه به ورزش

      an exclusive agent

      نماینده‌ی منحصربه‌فرد

      having an exclusive jurisdiction

      دارای قلمرو حقوقی یگانه

      adjective B2

      اعیانی، لوکس، لاکچری، اشرافی، بالاشهری، مخصوص ثروتمندان

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      The resort is known for its exclusive clientele.

      این اقامتگاه به‌خاطر مشتریان اشرافی‌اش شناخته شده است.

      They live in an exclusive neighborhood.

      آن‌ها در محله‌ای بالاشهری زندگی می‌کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      an exclusive shop

      مغازه‌ی اعیانی

      an exclusive hotel

      هتل پولدارها

      an exclusive club that does not admit Blacks and Jews

      باشگاهی ویژه‌ی خواص که سیاهان و یهودیان را نمی‌پذیرد

      adjective C2

      بدون، به‌جز، فاقد، مستثنی از، منهای، جدا از، غیر از

      Exclusive of overtime, she earns around $3,000 a month.

      بدون احتساب اضافه‌کار، او ماهانه حدود ۳۰۰۰ دلار درآمد دارد.

      Their profit, exclusive of marketing expenses, was much higher than expected.

      سود آن‌ها، به‌جز هزینه‌های بازاریابی، بسیار بیشتر از حد انتظار بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      costs exclusive of taxes

      هزینه بدون احتساب مالیات

      noun countable

      خبر اختصاصی، گزارش اختصاصی، مطلب اختصاصی

      The channel aired an exclusive revealing new evidence in the case.

      آن شبکه گزارش اختصاصی‌ای پخش کرد که مدارک جدیدی را در پرونده نشان می‌داد.

      They got an exclusive on the scandal before any other media outlet.

      آن‌ها پیش از هر رسانه‌ی دیگری، خبر اختصاصی‌ای از این رسوایی به دست آوردند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد exclusive

      1. adjective catering to, used by, or admitting only the wealthy or socially superior
        Synonyms:
        fancy posh swank swanky
      1. noun a news report that is reported first by one news organization
        Synonyms:
        cabal charmed circle clique scoop coterie elitism exclusivism exclusivity monopoly perquisite
      1. adjective unshared, restricted
        Synonyms:
        private only single sole absolute complete full total entire independent limited narrow particular restricted select selfish special choice preferential privileged fashionable posh ritzy swank classy chic elegant aloof cliquish clannish snobbish closed segregated peculiar upper crust aristocratic socially correct prohibitive discriminative circumscribed confined country club exclusionary exclusory undivided unique whole
        Antonyms:
        shared unrestricted divided partial part unlimited

      Collocations

      exclusive of

      بدون در نظر گرفتن، سوای، جدا از، به غیر از

      interview exclusive

      مصاحبه اختصاصی

      exclusive beauty salon

      سالن زیبایی اختصاصی/لوکس

      سوال‌های رایج exclusive

      شکل جمع exclusive چی میشه؟

      شکل جمع exclusive در زبان انگلیسی exclusives است.

      صفت تفضیلی exclusive چی میشه؟

      صفت تفضیلی exclusive در زبان انگلیسی more exclusive است.

      صفت عالی exclusive چی میشه؟

      صفت عالی exclusive در زبان انگلیسی most exclusive است.

      ارجاع به لغت exclusive

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «exclusive» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/exclusive

      لغات نزدیک exclusive

      • - exclusion principle
      • - exclusionist
      • - exclusive
      • - exclusive beauty salon
      • - exclusive nor gate
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.