آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

      Entire

      ɪnˈtaɪr ɪnˈtaɪə

      شکل جمع:

      entires

      معنی entire | جمله با entire

      adjective B2

      تمام، درست، دست‌نخورده، بی‌عیب، مطلق، محض، خالص، یکپارچه

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      entire freedom of choice

      آزادی کامل در انتخاب

      entire confidence

      اطمینان کامل

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      entire ignorance

      جهل مطلق

      He was an entire stranger to her.

      برای آن زن کاملاً غریبه بود.

      the entire day

      سرتاسر روز

      She made careful notes on the entire proceedings.

      از تمام آن جریان دقیقاً یادداشت‌برداری کرد.

      the entire nation

      قاطبه‌ی مردم، همه‌ی ملت

      The diamond was entire and not fractured.

      آن الماس یکپارچه و بدون ترک‌خوردگی بود.

      Here the river is entire but later it divides into three branches.

      در اینجا رودخانه یکپارچه است؛ ولی بعداً به سه شاخه منشعب می‌شود.

      The natives' language is entire, without any foreign admixtures.

      زبان بومیان دست‌نخورده است و هیچ‌گونه واژه‌ی خارجی در آن وارد نشده است.

      He succeeded in keeping his stamp collection entire and even to augment it.

      او موفق شد که مجموعه‌ی تمبر خود را بی‌کم‌و‌کاست حفظ کند و حتی بر آن بیفزاید.

      She managed to pass on her estate to her daughter entire.

      موفق شد که اموال خود را یکجا به دختر خود انتقال بدهد.

      noun countable

      اسب نر اخته‌نشده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد entire

      1. adjective complete, whole
        Synonyms:
        full total absolute whole thorough sound perfect unbroken undamaged uninjured intact continuous unified unimpaired undiminished integrated consolidated unmarked unmarred untouched unrestricted outright unreserved unmitigated integral plenary gross all choate
        Antonyms:
        incomplete limited part abridged

      سوال‌های رایج entire

      شکل جمع entire چی میشه؟

      شکل جمع entire در زبان انگلیسی entires است.

      ارجاع به لغت entire

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «entire» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/entire

      لغات نزدیک entire

      • - enticingly
      • - enticingness
      • - entire
      • - entirely
      • - entirely agree
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.