آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ دی ۱۴۰۳

      Limited

      ˈlɪmɪtɪd ˈlɪmɪtɪd

      سوم‌شخص مفرد:

      limits

      وجه وصفی حال:

      limiting

      صفت تفضیلی:

      more limited

      صفت عالی:

      most limited

      معنی limited | جمله با limited

      adjective B1

      محدود، منحصر، مشروط، مقید

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      My income is not limited to my salary.

      درآمد من محدود به حقوق ماهیانه‌ام نیست.

      a limited monarch

      پادشاه مشروطه

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a limited company

      شرکتی با مسئولیت محدود

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد limited

      1. adjective restricted, definite
        Synonyms:
        fixed defined controlled restrained confined narrow precise qualified determinate checked constrained curbed modified local particular finite reserved delimited circumscribed bounded bound hampered hemmed in sectional topical
        Antonyms:
        unlimited unrestricted indefinite unbounded limitless
      1. adjective inadequate, short
        Synonyms:
        small poor insufficient little reduced unsatisfactory faulty ineffectual minimal restricted narrow cramped diminished mean paltry
        Antonyms:
        adequate sufficient satisfactory ok

      Collocations

      limited reform

      اصلاحات محدود (تغییرات جزئی و کنترل‌شده در سیستم‌های سیاسی، اقتصادی یا اجتماعی که هدف آن‌ها بهبود عملکرد یا کارایی بدون ایجاد تغییرات بنیادین یا انقلابی است)

      لغات هم‌خانواده limited

      noun
      limit, limitation, delimitation
      adjective
      limited, limiting, limitless
      verb - transitive
      limit, delimit

      سوال‌های رایج limited

      وجه وصفی حال limited چی میشه؟

      وجه وصفی حال limited در زبان انگلیسی limiting است.

      سوم‌شخص مفرد limited چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد limited در زبان انگلیسی limits است.

      صفت تفضیلی limited چی میشه؟

      صفت تفضیلی limited در زبان انگلیسی more limited است.

      صفت عالی limited چی میشه؟

      صفت عالی limited در زبان انگلیسی most limited است.

      ارجاع به لغت limited

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «limited» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/limited

      لغات نزدیک limited

      • - limitation
      • - limitative
      • - limited
      • - limited access highway
      • - limited edition
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.