آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Local

      ˈloʊkl ˈləʊkl

      شکل جمع:

      locals

      صفت تفضیلی:

      more local

      صفت عالی:

      most local

      معنی local | جمله با local

      adjective B1

      محلی، موضعی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      He's well-known in the local community.

      او در جامعه‌ی محلی خوشنام است.

      the local government

      دولت محلی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a local custom

      رسم محلی

      local outlook

      چشم‌انداز محلی

      local politics

      سیاست‌بازی‌های محلی

      news of local interest

      خبرهایی که از نظر محلی جالب توجه‌اند

      Local taxes are separate from federal taxes.

      مالیات‌های محلی سوای مالیات‌های فدرال هستند.

      adjective

      پزشکی موضعی، ویژگاهی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      local anesthesia

      هوش‌بری موضعی

      adjective

      باریک بینانه، تنگ نظرانه، کوته فکرانه، محدود، جاهلانه، کرانمند (انه) (در برابر: گسترده اندیشانه)

      noun

      محدود به یک محل

      local and long-distance calls

      تلفن‌های محلی و دور‌برد

      one of the local newspapers

      یکی از روزنامه‌های محل (محلی)

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a local train

      ترن محلی

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد local

      1. adjective of a community, restricted to immediate area
        Synonyms:
        regional territorial parochial neighborhood provincial sectional district confined limited narrow civic town small-town geographical divisional insular bounded sectarian vernacular legendary
        Antonyms:
        foreign nonnative
      1. noun person deeply rooted in community
        Synonyms:
        resident native inhabitant character
        Antonyms:
        foreigner alien nonnative

      لغات هم‌خانواده local

      noun
      local, location, relocation, locale, locality, localization, dislocation, relocation
      adjective
      local, localized, dislocated
      verb - transitive
      locate, dislocate, relocate, localize
      adverb
      locally

      سوال‌های رایج local

      شکل جمع local چی میشه؟

      شکل جمع local در زبان انگلیسی locals است.

      صفت تفضیلی local چی میشه؟

      صفت تفضیلی local در زبان انگلیسی more local است.

      صفت عالی local چی میشه؟

      صفت عالی local در زبان انگلیسی most local است.

      ارجاع به لغت local

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «local» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/local

      لغات نزدیک local

      • - lobule
      • - loc cit
      • - local
      • - local area network
      • - local center
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.