آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

    Localization

    ˌloʊkəlaɪˈzeɪʃn̩ ˌləʊkəlaɪˈzeɪʃn̩

    شکل جمع:

    localizations

    توضیحات:

    شکل نوشتاری این لغت در انگلیسی بریتانیایی: localisation

    معنی localization | جمله با localization

    noun uncountable

    بومی‌سازی، محلی‌سازی

    The localization of the company's website was crucial for expanding their global reach.

    بومی‌سازی وب‌سایت این شرکت برای گسترش دسترسی جهانی آن‌ها بسیار مهم بود.

    The process of localisation involves adapting a product or service to meet the specific needs of a particular market.

    فرایند محلی‌سازی مشتمل بر تطبیق یک محصول یا خدمت برای رفع نیازهای خاص یک بازار خاص است.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The localization of the film involved dubbing the dialogue into different languages for international release.

    محلی‌سازی فیلم مشتمل بر دوبله‌ی دیالوگ به زبان‌های مختلف برای اکران بین‌المللی بود.

    noun uncountable

    پزشکی محل‌یابی

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

    مشاهده

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    Localization in medicine refers to the process of identifying the specific area of the body that is affected by a disease.

    محل‌یابی در پزشکی به فرایند شناسایی ناحیه‌ی خاصی از بدن اشاره دارد که تحت تأثیر یک بیماری قرار گرفته است.

    The use of imaging techniques such as MRI or CT scans helps in the localization of tumors or abnormalities in the body.

    استفاده از تکنیک‌های تصویربرداری مانند ام‌آرآی یا سی‌تی اسکن به محل‌یابی تومورها یا نابهنجاری‌ها در بدن کمک می‌کند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The localization of cancer cells is crucial in determining the appropriate treatment plan for a patient.

    محل‌یابی سلول‌های سرطانی در تعیین برنامه‌ی درمانی مناسب برای بیمار بسیار مهم است.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد localization

    1. noun a determination of the place where something is
      Synonyms:
      location fix locating localisation localization of function localisation of function localization principle localisation principle

    لغات هم‌خانواده localization

    noun
    local, location, relocation, locale, locality, localization, dislocation, relocation
    adjective
    local, localized, dislocated
    verb - transitive
    locate, dislocate, relocate, localize
    adverb
    locally

    سوال‌های رایج localization

    شکل جمع localization چی میشه؟

    شکل جمع localization در زبان انگلیسی localizations است.

    ارجاع به لغت localization

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «localization» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/localization

    لغات نزدیک localization

    • - localite
    • - locality
    • - localization
    • - localize
    • - localized
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    mull murder will out music must myself n nascent nausea never again never ever never mind next next to no problem none کانوئینگ کراس‌فیت کریکت مارشال چوکر امتحان امشب املت امن ماژیک امید واهی انبار ماشین‌حساب انتخاب انتقال
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.