شکل جمع:
locationsمحل، مکان، موقعیت، جایگاه، موضع، جا
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی فوق متوسط
The exact location of the hidden treasure remains a mystery.
مکان دقیق گنج پنهان همچنان یک راز باقی مانده است.
The optimal location for the new research facility was determined after extensive geographical analysis.
جایگاه مناسب برای تاسیسات تحقیقاتی جدید پساز تحلیل جغرافیایی گسترده تعیین شد.
a sheltered location
جای حفاظدار
سینما و تئاتر لوکیشن، محل فیلمبرداری
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
We need to secure the filming location for tomorrow's shoot as soon as possible.
ما باید هرچه سریعتر لوکیشن فیلمبرداری فردا را قطعی کنیم.
The selection of an appropriate filming location is paramount for establishing the desired aesthetic and narrative tone in cinematic productions.
انتخاب یک لوکیشن فیلمبرداری مناسب برای ایجاد زیباییشناسی و لحن روایی مطلوب در تولیدات سینمایی بسیار مهم است.
The film was shot on location in the slums of Tehran.
این فیلم در لوکیشن و در محلههای فقیرنشین تهران فیلمبرداری شده است.
مکانیابی، تعیین محل
The GPS device helped us with the precise location of the hidden treasure.
دستگاه جیپیاس به ما در مکانیابی دقیق گنج پنهان کمک کرد.
Effective urban planning often necessitates the strategic location of public services to maximize accessibility for residents.
برنامهریزی شهری مؤثر اغلب مستلزم مکانیابی استراتژیک خدمات عمومی برای به حداکثر رساندن دسترسی برای ساکنان است.
She devoted her time to the location of the missing money.
او وقت خود را صرف مکانیابی پولهای گمشده کرد.
ورزش (بیسبال) جایگیری
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی ورزش
The pitcher's precise location of the ball made it difficult for the batter to connect.
جایگیری دقیق توپ توسط پرتابکننده، اتصال آن را برای ضربهزن دشوار کرد.
Achieving optimal ball location within the strike zone is a critical factor influencing a baseball pitcher's success rate.
دستیابی به جایگیری مناسب توپ در منطقهی ضربه، عامل مهمی است که بر میزان موفقیت یک پرتابکنندهی بیسبال تأثیر میگذارد.
کسبوکار استقرار (انتخاب محل شروع یک کسبوکار جدید)
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کسبوکار
The successful location of the new cafe contributed to its immediate popularity.
استقرار موفق کافهی جدید به محبوبیت فوری آن کمک کرد.
Given the increasing urbanization trends, the optimal location of public services such as hospitals and schools requires careful consideration of demographic shifts and accessibility.
با توجه به روندهای روبهرشد شهرنشینی، استقرار مناسب خدمات عمومی مانند بیمارستانها و مدارس نیازمند بررسی دقیق تغییرات جمعیتی و دسترسی است.
(انگلیسی استرالیایی) مزرعه، دامداری
The family decided to buy a small location in the countryside to raise chickens.
خانواده تصمیم گرفتند مزرعهی کوچکی در روستا بخرند تا مرغ پرورش دهند.
The sustainable management of water resources is crucial for optimizing agricultural output on a modern location.
مدیریت پایدار منابع آب برای بهینهسازی تولیدات کشاورزی در یک مزرعهی مدرن حیاتی است.
در خارج از استودیو، در خود محل
مکان خوشمنظره، مکان زیبا و چشمنواز
شکل جمع location در زبان انگلیسی locations است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «location» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/location