آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۶ مرداد ۱۴۰۵

      Intact

      ɪnˈtækt ɪnˈtækt

      صفت تفضیلی:

      more intact

      صفت عالی:

      most intact

      معنی intact | جمله با intact

      adjective C2

      دست‌نخورده، سالم، کامل، بکر، آکبند

      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      The archaeological team meticulously excavated the site, ensuring that the delicate pottery artifacts were kept intact during removal.

      تیم باستان‌شناسی با دقت محل را حفاری کرد و اطمینان حاصل نمود که آثار سفالی ظریف در طول جابه‌جایی سالم باقی بمانند.

      Our monetary reserves are still intact.

      ذخایر پولی ما هنوز دست‌نخورده باقی مانده‌اند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Despite the severe earthquake, the ancient Roman aqueduct remarkably remained intact, a testament to its robust engineering.

      باوجود زلزله‌ی شدید، قنات باستانی رومی به‌طور چشمگیری سالم باقی ماند که گواهی بر مهندسی محکم آن است.

      adjective C2

      بی‌عیب، صدمه‌ندیده، بدون آسیب

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس

      The professor emphasized the importance of maintaining the integrity of experimental data, ensuring that all samples were kept intact and uncontaminated.

      پروفسور بر اهمیت حفظ یکپارچگی داده‌های تجربی تأکید کرد و اطمینان حاصل نمود که تمام نمونه‌ها بدون آسیب و بدون آلودگی نگهداری شوند.

      For successful relocation of sensitive laboratory equipment, it is paramount that all components arrive intact and fully functional at the new facility.

      برای جابه‌جایی موفقیت‌آمیز تجهیزات حساس آزمایشگاهی، بسیار مهم است که تمام قطعات صدمه‌ندیده و کاملاً کارآمد به مرکز جدید برسند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Despite the accident, the contents of the box remained intact.

      باوجود تصادف، محتویات جعبه صدمه ندید.

      adjective

      جانورشناسی عقیم‌نشده

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      The study investigated the reproductive success rates of various bird species, differentiating between intact and neutered individuals within monitored colonies.

      این مطالعه نرخ موفقیت تولیدمثل گونه‌های مختلف پرندگان را بررسی کرد و بین جانوران عقیم‌نشده و عقیم‌شده در کلونی‌های تحت‌نظارت تمایز قائل شد.

      The veterinarian's report noted that the domestic animal shelter had a policy requiring all adopted pets to be spayed or neutered, unless medically contraindicated for an intact animal.

      گزارش دام‌پزشک حاکی از آن بود که پناهگاه حیوانات خانگی سیاست الزام عقیم‌سازی یا اخته‌سازی تمام حیوانات خانگی پذیرفته‌شده را دارد؛ مگر اینکه ازنظر پزشکی برای یک حیوان عقیم‌نشده منع مصرف داشته باشد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      For livestock breeding, it is essential to identify and select animals that are genetically sound and remain intact for reproductive purposes.

      برای پرورش دام، شناسایی و انتخاب حیواناتی که ازنظر ژنتیکی سالم و برای اهداف تولیدمثلی عقیم‌نشده باقی می‌مانند، ضروری است.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد intact

      1. adjective undamaged; all in one piece
        Synonyms:
        whole complete sound unharmed unhurt uninjured unbroken perfect entire untouched flawless unblemished unmarred unscathed undamaged unimpaired undefiled unviolated together uncut imperforate indiscrete scatheless pristine
        Antonyms:
        damaged broken injured hurt harmed defective violated

      سوال‌های رایج intact

      معنی intact به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «intact» در زبان فارسی به «دست‌نخورده» یا «سالم و کامل» ترجمه می‌شود.

      «دست‌نخورده» به چیزی گفته می‌شود که بدون آسیب، تغییر یا تخریب باقی مانده باشد و تمام اجزای آن به شکل اولیه و طبیعی خود حفظ شده باشند. این واژه نشان‌دهنده‌ی ثبات و حفظ یک شیء، ساختار یا وضعیت است و می‌تواند در زمینه‌های متنوعی از طبیعت و محیط زیست گرفته تا اشیاء و حتی مفاهیم انتزاعی به کار رود. حفظ یک چیز در حالت intact ارزش آن را افزایش می‌دهد و تضمین می‌کند که کارکرد یا زیبایی آن تغییر نکرده است.

      در علوم طبیعی و محیط زیست، intact معمولاً برای توصیف اکوسیستم‌ها و زیستگاه‌ها استفاده می‌شود که هنوز تحت تأثیر تخریب‌های انسانی یا بلایای طبیعی قرار نگرفته‌اند. یک جنگل دست‌نخورده یا رودخانه سالم نمونه‌هایی از اکوسیستم intact هستند که تمام عناصر زیستی و فرآیندهای طبیعی خود را حفظ کرده‌اند. چنین شرایطی اهمیت زیادی برای تنوع زیستی و حفظ تعادل طبیعی دارد و نشان‌دهنده‌ی سلامت محیط زیست است.

      در زندگی روزمره، این واژه می‌تواند به اشیاء فیزیکی نیز اشاره داشته باشد. برای مثال، بسته‌بندی یک محصول که intact به دست مشتری می‌رسد، تضمین‌کننده‌ی کیفیت و سالم بودن آن است. یا یک اثر هنری که دست‌نخورده باقی مانده است، ارزش تاریخی و فرهنگی خود را حفظ می‌کند و تجربه‌ی مشاهده‌کننده را کامل‌تر می‌سازد.

      از دیدگاه ادبی و استعاری نیز intact می‌تواند بیانگر حالت روحی یا روانی فرد باشد. وقتی گفته می‌شود شخصی پس از یک تجربه دشوار همچنان intact باقی مانده است، منظور این است که شخصیت، اعتماد به نفس و ارزش‌های او بدون آسیب و حفظ شده‌اند. این کاربرد نشان می‌دهد که intact تنها به اشیاء و محیط فیزیکی محدود نمی‌شود و می‌تواند برای توصیف ثبات و سلامت روانی و عاطفی نیز به کار رود.

      مفهوم intact یادآور اهمیت حفظ یک چیز در حالت کامل و سالم است. چه در طبیعت، چه در اشیاء یا حتی در ویژگی‌های انسانی، باقی ماندن intact نشانه‌ی ارزش، دوام و کیفیت است. این واژه بر اهمیت مراقبت، توجه و احترام به شرایط اولیه تأکید دارد تا تمامیت و سلامت چیزی که ارزشمند است حفظ شود.

      ارجاع به لغت intact

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «intact» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/intact

      لغات نزدیک intact

      • - int
      • - int rev
      • - intact
      • - intaglio
      • - intake
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.