آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ بهمن ۱۴۰۲

    Int

    ɪnt ɪnt

    معنی int | جمله با int

    abbreviation

    هوش، ذکاوت، خرد

    The int community

    خرد جمعی

    The int officer quickly decrypted the coded message.

    ذکاوت افسر به‌سرعت پیام رمزگذاری شده را رمزگشایی کرد.

    abbreviation

    رهگیری

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    The int feature in the software allows users to intercept and analyze network traffic.

    ویژگی رهگیری در نرم‌افزار به کاربران اجازه می‌دهد تا ترافیک شبکه را رهگیری و تجزیه‌وتحلیل کنند.

    The int. phone call lasted only a few minutes.

    رهگیری تماس تلفنی فقط چند دقیقه طول کشید.

    abbreviation

    بهره

    The int rate for the loan is 3%.

    نرخ بهره برای وام ۳ درصد است.

    The int on my savings account is quite low.

    بهره‌ی حساب پس‌انداز من بسیار کم است.

    abbreviation

    موقت

    The int report will be ready by tomorrow.

    گزارش موقت تا فردا آماده خواهد شد.

    Please submit the int proposal by the end of the week.

    لطفاً پیشنهاد موقت را تا پایان هفته ارسال کنید.

    abbreviation

    داخل، درون

    The car's int. was spacious and comfortable.

    داخل ماشین جادار و راحت بود.

    The int. of the house was beautifully decorated.

    داخل خانه به‌زیبایی تزئین شده بود.

    abbreviation

    حرف ندا

    "Int! I can't believe we won the game!"

    وای! نمی‌توانم باور کنم که ما بازی را بردیم!

    Int! That movie was amazing!

    اوه! آن فیلم شگفت‌انگیز بود!

    abbreviation

    متوسط

    After completing the beginner course, he moved on to the int level.

    پس‌از گذراندن دوره‌ی مبتدی به سطح متوسط رفت.

    The int class is a prerequisite for the advanced course in graphic design.

    کلاس سطح متوسط پیش‌نیاز دوره‌ی پیشرفته‌ی طراحی گرافیک است.

    abbreviation

    داخلی

    The int memory of the computer is running low.

    حافظه‌ی داخلی کامپیوتر روبه‌اتمام است.

    The int power supply is crucial for the device's functionality.

    منبع تغذیه‌ی داخلی برای عملکرد دستگاه بسیار مهم است.

    abbreviation

    بین‌المللی

    The int airport is known for its excellent facilities and services.

    فرودگاه بین‌المللی به‌دلیل امکانات و خدمات عالی خود شناخته شده است.

    The int conference attracted participants from all over the world.

    کنفرانس بین‌المللی شرکت‌کنندگانی را از سراسر جهان جذب کرد.

    abbreviation

    مفسر، مترجم

    An int can be a program that executes code line by line.

    یک مفسر می‌تواند برنامه‌ای باشد که کد را خط به خط اجرا می‌کند.

    The int's role is crucial in translating commands.

    نقش مترجم در ترجمه‌ی دستورات بسیار مهم است.

    abbreviation

    تقاطع، چهارراه

    Be cautious when approaching the int of Smith Road and Johnson Lane.

    هنگام نزدیک شدن به تقاطع اسمیت و لین جانسون محتاط باشید.

    The int of Azadi is a popular tourist spot in the city.

    چهارراه آزادی یک نقطه‌ی توریستی محبوب در شهر است.

    abbreviation

    فاصله

    The int between each course during the meal allowed us to savor the flavors.

    فاصله‌ی بین هر وعده‌ی غذایی در طول شام به ما این امکان را می‌دهد که طعم‌ها را بچشیم.

    The int between lightning and thunder is a good way to estimate the distance of a storm.

    فاصله‌ی بین رعدوبرق و غرش راه خوبی برای تخمین فاصله‌ی طوفان است.

    abbreviation

    مصاحبه

    The HR manager will conduct the int at 2 PM.

    مدیر منابع انسانی مصاحبه را در ساعت ۲ بعدازظهر انجام خواهد داد.

    Please bring your resume and be prepared for the int tomorrow.

    لطفا رزومه‌ی خود را همراه داشته باشید و برای شرکت در مصاحبه‌ی فردا آماده باشید.

    abbreviation

    (فعل) لازم، ناگذر

    An intransitive verb is a verb that doesn’t require a direct object

    فعل ناگذر فعلی است که به مفعول مستقیم نیاز ندارد.

    What is transitive and intransitive verbs?

    افعال متعدی و لازم چیست؟

    پیشنهاد بهبود معانی

    ارجاع به لغت int

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «int» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/int

    لغات نزدیک int

    • - insurrectionist
    • - insusceptible
    • - int
    • - int rev
    • - intact
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.