آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۰ خرداد ۱۴۰۳

      Cabal

      kəˈbæl kəˈbæl

      گذشته‌ی ساده:

      caballed

      شکل سوم:

      caballed

      وجه وصفی حال:

      caballing

      شکل جمع:

      cabals

      معنی cabal | جمله با cabal

      noun countable

      سیاست ناپسند انجمن سری، گروه سری، فرقه، دارودسته، گروه، گروهک، باند (برای سرنگونی یک حکومت تشکیل می‌شوند.)

      The cabal's intricate plans slowly unraveled under the scrutiny of the authorities.

      نقشه‌های پیچیده‌ی گروه سری به‌آرامی تحت‌نظارت مقامات از بین رفت.

      The cabal of hackers worked together to breach the company's security system.

      گروه هکرها با یکدیگر کار کردند تا به سیستم امنیتی شرکت نفوذ کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the cabal of influential businessmen

      دارودسته‌ی تجار پرنفوذ

      noun countable

      سیاست توطئه، دسیسه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      Uncovering the cabal's true intentions required diligent investigation and careful surveillance.

      کشف مقاصد واقعی توطئه مستلزم بررسی و نظارت دقیق بود.

      Uncovering the cabal's scheme was a key challenge for the undercover agent.

      کشف نقشه‌ی توطئه‌ یک چالش کلیدی برای مامور مخفی بود.

      verb - intransitive

      گروه تشکیل دادن، دارودسته تشکیل دادن، فرقه تشکیل دادن، گروهک سیاسی تشکیل دادن

      The group of politicians decided to cabal against the current administration.

      این گروه از سیاست‌مداران تصمیم گرفتند علیه دولت فعلی گروهک سیاسی تشکیل دهند.

      The wealthy elite often cabal together to influence government policies.

      رجال ثروتمند اغلب برای تأثیرگذاری بر سیاست‌های دولت با هم گروه تشکیل می‌دهند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد cabal

      1. noun plot
        Synonyms:
        scheme conspiracy intrigue

      سوال‌های رایج cabal

      گذشته‌ی ساده cabal چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده cabal در زبان انگلیسی caballed است.

      شکل سوم cabal چی میشه؟

      شکل سوم cabal در زبان انگلیسی caballed است.

      شکل جمع cabal چی میشه؟

      شکل جمع cabal در زبان انگلیسی cabals است.

      وجه وصفی حال cabal چی میشه؟

      وجه وصفی حال cabal در زبان انگلیسی caballing است.

      ارجاع به لغت cabal

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «cabal» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/cabal

      لغات نزدیک cabal

      • - ca'canny
      • - cab
      • - cabal
      • - cabala
      • - cabaletta
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.