آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Scheme

      skiːm skiːm

      گذشته‌ی ساده:

      schemed

      شکل سوم:

      schemed

      سوم‌شخص مفرد:

      schemes

      وجه وصفی حال:

      scheming

      شکل جمع:

      schemes

      معنی scheme | جمله با scheme

      noun countable B2

      برنامه، طرح، نقشه، ترتیب، رویه، تدبیر، تمهید

      a new scheme for rural electrification

      طرحی تازه برای برق‌رسانی به روستاها

      a government scheme for fighting illiteracy

      تدبیر دولت برای پیکار با بی‌سوادی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a health insurance scheme

      برنامه‌ی بیمه‌ی سلامتی

      a scheme to get control of the government

      ترفندی برای اعمال نفوذ در دستگاه دولت

      another scheme to cheat old farmers

      حقه‌‌ای دیگر برای گول‌زدن کشاورزان سالخورده

      a color scheme

      آرایش رنگ‌ها

      the scheme of things in the material world

      نظام چیزها در جهان مادی

      verb - transitive

      نقشه ریختن، توطئه چیدن، دسیسه کردن، سوسه آمدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

      His enemies were scheming his expulsion.

      دشمنانش برای اخراج او نقشه می‌چیدند.

      a scheming man

      مرد حقه‌باز

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      They schemed against me.

      علیه من دسیسه کردند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد scheme

      1. noun course of action
        Synonyms:
        plan design system project program proposal suggestion strategy outline layout arrangement order purpose schedule device draft pattern diagram presentation ordering blueprint game plan proposition expedient tactics contrivance disposition codification schema theory
      1. noun plot, maneuver to get result
        Synonyms:
        action trick maneuver game practice ploy angle scenario story tactics proposition shift gimmick hype picture layout setup ruse conspiracy stratagem dodge machination intrigue pitch hustle subterfuge twist brainchild frame-up put-up job cabal covin hookup game plan

      سوال‌های رایج scheme

      گذشته‌ی ساده scheme چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده scheme در زبان انگلیسی schemed است.

      شکل سوم scheme چی میشه؟

      شکل سوم scheme در زبان انگلیسی schemed است.

      شکل جمع scheme چی میشه؟

      شکل جمع scheme در زبان انگلیسی schemes است.

      وجه وصفی حال scheme چی میشه؟

      وجه وصفی حال scheme در زبان انگلیسی scheming است.

      سوم‌شخص مفرد scheme چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد scheme در زبان انگلیسی schemes است.

      ارجاع به لغت scheme

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «scheme» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/scheme

      لغات نزدیک scheme

      • - schematization
      • - schematize
      • - scheme
      • - schemer
      • - scheming
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      appalachian tea mixture niche electroencephalogram eschewal hyperbolism horsepox northwestwardly jollification heulandite paullownia reveal a talent Ridiculously small substantial number (of) grind اجازه‌ی عبور کارت وفاداری صافی فخر فروختن کمپوت گل لاله گوجه‌سبز عابر پیاده روزمره روز رستاخیز روستا رژگونه رژیمی زبان عبری زمان کوتاه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.