آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ اسفند ۱۴۰۴

      Private

      ˈpraɪvət ˈpraɪvət

      شکل جمع:

      privates

      صفت تفضیلی:

      more private

      صفت عالی:

      most private

      معنی private | جمله با private

      adjective B1

      شخصی، خصوصی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده

      She enjoyed spending her private time reading books.

      او از گذراندن اوقات شخصی خود با خواندن کتاب لذت می‌برد.

      The celebrity rented a private jet for the weekend.

      این سلبریتی برای آخر هفته یک جت خصوصی را اجاره کرد.

      adjective

      خلوت، دنج، دوراز‌انظار (مکان)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار اندروید فست دیکشنری

      I found a private corner in the library.

      گوشه‌ای خلوت در کتابخانه پیدا کردم.

      The private room was a good sanctuary.

      این اتاق دنج جای امن خوبی بود.

      adjective

      انزواطلب، خلوت‌گرا (شخص)

      The CEO was a private individual.

      مدیرعامل شخصی انزواطلب بود.

      The author is private.

      این نویسنده خلوت‌گرا است.

      adjective B2

      غیردولتی، خصوصی

      Support for small private businesses can lead to sustainable community growth.

      حمایت از کسب‌وکارهای خصوصی کوچک می‌تواند به رشد پایدار جامعه منجر شود.

      The project was funded by a private company.

      این پروژه توسط شرکتی غیردولتی تأمین مالی شد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      private school

      مدرسه‌ی غیردولتی

      adjective

      دارای شغل شخصی، که کار آزاد دارد (شخص)

      A private citizen has the right to vote in elections.

      شهروند دارای شغل شخصی حق رأی دادن در انتخابات را دارد.

      John decided to become a private citizen after serving in public office for over a decade.

      پس از بیش از یک دهه خدمت در مناصب دولتی، جان تصمیم گرفت شهروندی شود که کار آزاد دارد.

      noun plural

      دم‌ودستگاه (اندام‌های تناسلی) (privates)

      He felt embarrassed when she accidentally saw his privates.

      وقتی او به‌طور تصادفی دم‌ودستگاه او را دید، احساس خجالت کرد.

      The doctor asked the patient to keep their privates covered during the examination.

      پزشک از بیمار خواست که حین معاینه، دم‌ودستگاه خود را بپوشاند.

      noun

      قدیمی حریم خصوصی

      I cherish my private.

      حریم خصوصی خودم را گرامی می‌دارم.

      The secret lay hidden in the depths of his private.

      این راز در اعماق حریم خصوصی او نهفته بود.

      noun countable

      نظامی سرباز (با پایین‌ترین درجه‌ی نظامی)

      شکل نوشتاری دیگر: Private

      Every private must follow orders without hesitation.

      هر سربازی باید بدون تردید از دستورات پیروی کند.

      As a private, he was responsible for basic duties in the unit.

      به‌عنوان سرباز صفر، مسئول انجام وظایف ابتدایی در یگان بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The private was promoted to a higher rank.

      این سرباز به درجه‌ی بالاتری ارتقا یافت.

      The private's family eagerly awaited his return.

      خانواده‌ی این سرباز مشتاقانه منتظر بازگشت او بودند.

      adjective B1

      خصوصی، شخصی، محرمانه، درونی (افکار)

      He shared his private concerns only with close friends.

      نگرانی‌های شخصی خود را فقط با دوستان نزدیکش در میان گذاشت.

      Although he agreed in public, his private opinion was quite different.

      با اینکه در جمع موافقت کرد، نظر شخصی‌اش کاملاً متفاوت بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد private

      1. adjective personal, intimate
        Synonyms:
        secret confidential individual special exclusive own intimate separate unofficial independent reserved inside particular discreet nonpublic not open behind the scenes off the record under one’s hat hush-hush hushed close to one’s chest closet clandestine
        Antonyms:
        public open sociable
      1. adjective hidden, isolated
        Synonyms:
        secret isolated quiet separate removed secluded concealed discreet solitary withdrawn retired sequestered
        Antonyms:
        open revealed unconcealed
      1. noun lowest rank of person enlisted in armed service
        Synonyms:
        soldier enlisted person GI sailor private soldier first-class second-class infantry

      Collocations

      in private

      به‌طور خصوصی، محرمانه، در خلوت

      Idioms

      go private

      (با خرید سهام در دست مردم) شرکت را به مالکیت خصوصی در آوردن

      لغات هم‌خانواده private

      noun
      privacy, private, privatization
      adjective
      private
      verb - transitive
      privatize
      adverb
      privately

      سوال‌های رایج private

      پرایوت یعنی چی؟

      معنی "private" به فارسی چند معنی مختلف دارد که به شرح زیر است:

      1. خصوصی، شخصی: این به معنای چیزی است که به طور اختصاصی مربوط به یک فرد یا گروه خاص است و در دسترس عموم نیست. مثلاً "اطلاعات خصوصی"، "زندگی شخصی" یا "مالکیت خصوصی".

      2. محرمانه: این به معنای چیزی است که به طور محرمانه نگه داشته میشود و در دسترس عموم قرار ندارد. مثلاً "پرونده محرمانه"، "اسناد محرمانه" یا "اطلاعات محرمانه".

      3. اختصاصی: این به معنای چیزی است که به طور انحصاری در اختیار یک فرد یا سازمان خاص است و توسط دیگران استفاده نمی‌شود. مثلاً "شبکه اختصاصی شرکت"، "امکانات اختصاصی" یا "طرح اختصاصی".

      4. شخصی: این به معنای چیزی است که به طور مستقیم به یک فرد یا گروه خاص مربوط می‌شود و به آنها تعلق دارد. مثلاً "شماره تلفن شخصی"، "حساب بانکی شخصی" یا "تجهیزات شخصی".

      5. مختص: این به معنای چیزی است که به طور اختصاصی متعلق به یک فرد یا گروه خاص است و توسط دیگران استفاده نمی‌شود. مثلاً "کد دسترسی مختص"، "سایت مختص شرکت" یا "رمز ورود مختص".

      به طور کلی، واژه "private" در زبان انگلیسی برای تأکید بر خصوصی، محرمانه، اختصاصی، شخصی و مختص بودن چیزی به کار می‌رود. بسته به زمینه و موقعیت، این واژه می‌تواند معانی مختلفی را نشان دهد.

      شکل جمع private چی میشه؟

      شکل جمع private در زبان انگلیسی privates است.

      صفت تفضیلی private چی میشه؟

      صفت تفضیلی private در زبان انگلیسی more private است.

      صفت عالی private چی میشه؟

      صفت عالی private در زبان انگلیسی most private است.

      private به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی «private» در زبان فارسی به معنای «خصوصی» یا «شخصی» است.

      واژه‌ی «private» کاربرد گسترده‌ای در زمینه‌های مختلف دارد و مفهومی عمیق‌تر از صرفاً «غیرعمومی» را منتقل می‌کند. در ساده‌ترین تعریف، آن‌چه خصوصی خوانده می‌شود، متعلق به یک فرد یا گروه محدود است و از دسترس عموم خارج است. در زندگی روزمره، بسیاری از اطلاعات، روابط، فضاها و تجربیات زیر چتر مفهوم «private» قرار می‌گیرند؛ از مکالمات شخصی گرفته تا دارایی‌های مالی یا حتی افکار درونی یک فرد.

      در حوزه‌ی فناوری و فضای دیجیتال، مفهوم «private» اهمیت دوچندانی یافته است. حریم خصوصی کاربران (privacy) از اساسی‌ترین اصول اخلاقی و قانونی محسوب می‌شود. اطلاعاتی که افراد در شبکه‌های اجتماعی، موتورهای جست‌وجو یا اپلیکیشن‌های موبایل به اشتراک می‌گذارند، همگی نیازمند محافظت و کنترل هستند. اصطلاحاتی مانند «private message» (پیام خصوصی)، «private browsing» (مرور خصوصی) یا «private account» (حساب کاربری خصوصی) همگی بیانگر فضایی هستند که دسترسی به آن محدود و محافظت‌شده است.

      در دنیای نظامی، «private» به پایین‌ترین درجه‌ی سربازی در نیروهای مسلح برخی کشورها نیز اطلاق می‌شود، که در فارسی معادل با «سرباز وظیفه» است. در این کاربرد، «private» معنایی ساختاری و رسمی دارد و جایگاه فرد را در سلسله‌مراتب سازمان نظامی مشخص می‌کند. این کاربرد نشان می‌دهد که واژه‌ی «private» می‌تواند بسته به زمینه‌ی استفاده، دلالت‌ها و معانی متفاوتی پیدا کند.

      از سوی دیگر، در بستر فلسفی یا اجتماعی، مفهوم «خصوصی» همواره در برابر «عمومی» قرار گرفته است. این دوگانگی نقش پررنگی در تحلیل‌های اجتماعی و سیاسی داشته و دارد. به‌عنوان نمونه، حریم خصوصی در خانه یا زندگی شخصی افراد در برابر فضای عمومی جامعه، خیابان یا رسانه‌ها قرار می‌گیرد. حفظ مرزهای میان این دو فضا از پایه‌های حقوق شهروندی و کرامت انسانی است.

      واژه‌ی «private» نه‌تنها در زبان، بلکه در ساختار فرهنگی، اجتماعی، روان‌شناختی و حتی سیاسی جوامع ریشه دوانده است. مفهومی است که با رشد فناوری، تحولات اجتماعی و افزایش حساسیت به حقوق فردی، بیش‌ازپیش به موضوعی حیاتی و پرچالش تبدیل شده است. بنابراین، درک دقیق از این واژه تنها به ترجمه‌ی لغوی آن محدود نمی‌شود، بلکه نیازمند شناختی عمیق از لایه‌های مختلف معنایی و کاربردی آن در زندگی امروز است.

      ارجاع به لغت private

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «private» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/private

      لغات نزدیک private

      • - prithee
      • - privacy
      • - private
      • - private eye
      • - private first class
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.