آیکن بنر

رایتینگ آیلتس رو خودت با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایتینگ آیلتس رو با فست‌دیکشنری تصحیح کن

رایگان تست کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۸ تیر ۱۴۰۵

      Prohibitive

      proʊˈhɪbət̬ɪv prəˈhɪbətɪv

      صفت تفضیلی:

      more prohibitive

      صفت عالی:

      most prohibitive

      معنی prohibitive | جمله با prohibitive

      adjective B2

      گزاف، گران، کمرشکن

      خلاصه کردن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · متن بلند رو در چند خط خلاصه کن
      امتحان کن

      Prohibitive taxes on imported goods slowed down the business.

      مالیات‌های گزاف بر کالاهای وارداتی، کسب‌وکار را کند کرد.

      The prohibitive cost of healthcare keeps many families from seeking treatment.

      هزینه‌های کمرشکن مراقبت‌های بهداشتی بسیاری از خانواده‌ها را از درمان باز می‌دارد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      The price of housing in the city has become prohibitive for young professionals.

      قیمت مسکن در شهر برای جوانان شاغل بسیار گران شده است.

      prohibitive prices

      قیمت‌های گزاف

      adjective C1

      بازدارنده، منع‌کننده، جلوگیری‌کننده

      همچنین می‌توان از prohibitory استفاده کرد.

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      مترجم چندزبانه

      Prohibitive regulations made it almost impossible for startups to enter the market.

      مقررات بازدارنده عملاً ورود استارتاپ‌ها را به بازار غیرممکن کرد.

      Prohibitive safety standards prevented the old machine from being used.

      استانداردهای ایمنی منع‌کننده، مانع استفاده از دستگاه قدیمی شد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد prohibitive

      1. adjective restrictive; beyond one’s
        Synonyms:
        expensive limiting conditional restraining preventing high-priced restrictive forbidding prohibiting repressive excessive steep sky-high extortionate exorbitant suppressive preposterous
        Antonyms:
        unlimited unrestrictive reasonable

      لغات هم‌خانواده prohibitive

      noun
      prohibition
      adjective
      prohibitive
      verb - transitive
      prohibit

      سوال‌های رایج prohibitive

      صفت تفضیلی prohibitive چی میشه؟

      صفت تفضیلی prohibitive در زبان انگلیسی more prohibitive است.

      صفت عالی prohibitive چی میشه؟

      صفت عالی prohibitive در زبان انگلیسی most prohibitive است.

      ارجاع به لغت prohibitive

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «prohibitive» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/prohibitive

      لغات نزدیک prohibitive

      • - prohibition
      • - prohibitionist
      • - prohibitive
      • - prohibitively
      • - prohibitiveness
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت rob و steal چیست؟

      تفاوت community و society چیست؟

      تفاوت wizard و witch چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hr clanker Gen Z stare overtourism tariff allyship turnip pumpkin squash artichoke okra chard watercress arugula dynamite غفران مصاحبت میدان دید مالش دادن میز تنظیم متر مجسمه‌ساز ماهیچه‌ی گوساله معاون جرم موج‌سواری کردن مدیریت بحران مرگ موش مدرن مرا مرغ سوخاری
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.