صفت تفضیلی:
more prohibitiveصفت عالی:
most prohibitiveگزاف، گران، کمرشکن
Prohibitive taxes on imported goods slowed down the business.
مالیاتهای گزاف بر کالاهای وارداتی، کسبوکار را کند کرد.
The prohibitive cost of healthcare keeps many families from seeking treatment.
هزینههای کمرشکن مراقبتهای بهداشتی بسیاری از خانوادهها را از درمان باز میدارد.
The price of housing in the city has become prohibitive for young professionals.
قیمت مسکن در شهر برای جوانان شاغل بسیار گران شده است.
prohibitive prices
قیمتهای گزاف
بازدارنده، منعکننده، جلوگیریکننده
همچنین میتوان از prohibitory استفاده کرد.
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Prohibitive regulations made it almost impossible for startups to enter the market.
مقررات بازدارنده عملاً ورود استارتاپها را به بازار غیرممکن کرد.
Prohibitive safety standards prevented the old machine from being used.
استانداردهای ایمنی منعکننده، مانع استفاده از دستگاه قدیمی شد.
صفت تفضیلی prohibitive در زبان انگلیسی more prohibitive است.
صفت عالی prohibitive در زبان انگلیسی most prohibitive است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «prohibitive» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ تیر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/prohibitive