آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Innermost

ˈɪnərmoʊst ˈɪnəməʊst

معنی innermost | جمله با innermost

adjective

میانی، درونی، داخلی‌ترین، در اعماق (چیزی)

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

هوش مصنوعی فست دیکشنری

my innermost secrets

نهفته‌ترین رازهای من

پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد innermost

  1. adjective inmost
    Synonyms:

ارجاع به لغت innermost

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «innermost» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/innermost

لغات نزدیک innermost

پیشنهاد بهبود معانی