آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۵ شهریور ۱۴۰۴

      Personal

      ˈpɜrːsnl ˈpɜːsnəl

      معنی personal | جمله با personal

      adjective B1

      شخصی، خصوصی، حضوری، فردی، مربوط به شخص

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

      مشاهده
      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      Don't get personal!

      وارد امور شخصی نشوید!

      personal prejudices

      پیش‌داوری‌های فردی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      my father's personal letters

      نامه‌های شخصی پدرم

      He collected his personal belongings and put them in the truck.

      او متعلقات شخصی خود را گردآوری کرد و در کامیون گذاشت.

      personal freedoms

      آزادی‌های فردی

      her personal reflections in this regard

      اندیشه‌های خصوصی او در این‌ باره

      personal relationships

      روابط انسانی

      personal and spiritual safety

      ایمنی جسمی و روحی

      personal hygiene

      بهداشت فردی

      a personal interview

      مصاحبه‌ی حضوری

      personal pronoun

      ضمیر شخصی

      His name appeared in the personal column.

      نام او هم در ستون اخبار فردی به چشم می‌خورد.

      noun countable

      ورزش خطای عمدی، فول شخصی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫متن بلند فارسی یا انگلیسی شما را در چند ثانیه خلاصه می‌کند‬
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد personal

      1. adjective private, individual
        Synonyms:
        special particular exclusive own individual intimate secret peculiar retired secluded privy claimed
        Antonyms:
        general public

      لغات هم‌خانواده personal

      noun
      person, personality, persona, personage, personification, personnel
      adjective
      personal, personalized, personable
      verb - transitive
      personalize, personify
      adverb
      personally

      سوال‌های رایج personal

      معنی personal به فارسی چی می‌شه؟

      کلمه‌ی personal در زبان فارسی به «شخصی» یا «فردی» ترجمه می‌شود.

      واژه‌ی personal به مسائلی اشاره دارد که به یک فرد خاص مربوط هستند و مختص اوست. این ویژگی می‌تواند شامل افکار، احساسات، تجربیات، تصمیم‌ها و حتی دارایی‌ها و امور روزمره‌ی یک شخص باشد. هنگامی که چیزی personal توصیف می‌شود، به معنای آن است که ماهیتی خصوصی و منحصر به فرد دارد و معمولاً با دیگران به اشتراک گذاشته نمی‌شود مگر با رضایت صاحب آن. این مفهوم اهمیت احترام به حریم فردی و استقلال شخصی را به وضوح نشان می‌دهد.

      در زندگی روزمره، personal کاربردهای متعددی دارد. از انتخاب‌های شخصی مانند سبک لباس، ترجیحات غذایی یا شیوه‌ی زندگی گرفته تا تصمیمات مهم زندگی مثل مسیر شغلی، تحصیلات و روابط، همگی جنبه‌هایی personal دارند. این واژه به ما یادآوری می‌کند که هر فرد دارای حق مالکیت معنوی و آزادی در تصمیم‌گیری درباره‌ی امور خود است و دیگران باید این حق را به رسمیت بشناسند.

      از منظر روان‌شناختی، توجه به جنبه‌های personal هر فرد نقش مهمی در سلامت روان دارد. داشتن فضای شخصی و فرصت برای پردازش افکار و احساسات شخصی به فرد کمک می‌کند تا هویت و خودآگاهی خود را تقویت کند. عدم احترام به حوزه‌های personal می‌تواند منجر به استرس، اضطراب و کاهش اعتماد به نفس شود. بنابراین، این واژه نه تنها بیانگر ویژگی فردی است، بلکه نشان‌دهنده‌ی اهمیت رعایت مرزهای روانی و اجتماعی نیز هست.

      در محیط‌های حرفه‌ای و سازمانی، personal نیز کاربرد ویژه‌ای دارد. اطلاعات personal کارمندان یا مشتریان، مانند شماره تماس، آدرس یا سوابق تحصیلی، نیازمند محافظت و رعایت حریم خصوصی است. این توجه به امور personal نشان‌دهنده‌ی مسئولیت اخلاقی و حرفه‌ای سازمان‌ها است و اعتماد افراد را نسبت به محیط کاری یا خدمات دریافتی افزایش می‌دهد.

      personal مفهومی است که بازتاب‌دهنده‌ی هویت، استقلال و حریم فردی انسان‌هاست. این واژه یادآور این است که هر انسان دارای دنیای درونی، تجربیات و احساساتی منحصر به فرد است که باید محترم شمرده شود. رعایت این جنبه‌ی شخصی نه تنها به رشد و رفاه فرد کمک می‌کند، بلکه زیربنای روابط سالم و محترمانه در جامعه نیز به شمار می‌رود.

      ارجاع به لغت personal

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «personal» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/personal

      لغات نزدیک personal

      • - personable
      • - personage
      • - personal
      • - personal digital assistant
      • - personal effects
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      ۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      mast fiord mega metro midi pancake conversant missing get butt plaid call in sick collected solicitation clothe ماراسکینو مخل مانع‌آفرین ترفند حیله مانیل مایه‌ی رسوایی منوط منوط بودن منوط کردن گی‌لیک ادغام اجتناب‌ناپذیری اجتناب‌ناپذیرانه استرداد
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.