آیکن بنر

لیست کامل اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

اصطلاحات انگلیسی با معنی و مثال

مشاهده
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۵ مهر ۱۴۰۳

    Personality

    ˌpɜrːsnˈælət̬i ˌpɜːsəˈnæləti

    شکل جمع:

    personalities

    معنی personality | جمله با personality

    noun countable uncountable B2

    شخصیت

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی فوق متوسط

    مشاهده

    Her sister has an appealing personality.

    خواهرش شخصیت دلپذیری دارد.

    His personality impressed everyone.

    شخصیت او همه را تحت‌تأثیر قرار داد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    personality disorder

    اختلال شخصیت

    Our team values each member's unique personality.

    تیم ما برای شخصیت منحصربه‌فرد هر عضو ارزش قائل است.

    Personality traits can greatly influence behavior.

    ویژگی‌های شخصیتی می‌توانند تأثیر زیادی بر رفتار داشته باشند.

    noun countable

    شخصیت سرشناس، شخص مشهور، چهره‌ی برجسته

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    جای تبلیغ شما در فست دیکشنری

    one of the outstanding personalities in Persian literature

    یکی از چهره‌های برجسته ادبیات فارسی

    Michael Jordan is a well-known personality in the world of basketball.

    مایکل جردن شخصیتی شناخته‌شده در دنیای بسکتبال است.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    He became a social media personality overnight.

    او یک‌شبه به شخصیتی مشهور در رسانه‌های اجتماعی تبدیل شد.

    noun countable uncountable

    مجموعه‌خصایص، مجموعه‌ویژگی‌ها

    the personality of the English countryside

    مجموعه‌ویژگی‌های روستاهای انگلستان

    Southeast Asia has now attained a diplomatic personality of its own.

    اکنون جنوب شرقی آسیا ‌مجموعه‌ویژگی‌های سیاسی مختص‌به خود را به دست آورده است.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد personality

    1. noun celebrity, notable
      Synonyms:
      somebody star name face individual public figure VIP dignitary notable luminary eminence distinguished person chief big shot bigwig celeb worthy top dog hot shot cynosure monster brass superstar
      Antonyms:
      lowlife
    1. noun person’s character, traits
      Synonyms:
      nature character temperament disposition identity self makeup individuality emotions psyche charm magnetism charisma likableness dynamism temper complexion singularity selfhood selfdom

    Collocations

    personality cult

    کیش شخصیت، شخصیت‌پرستی، قهرمان‌پرستی

    personality test

    (آموزش - روان شناسی) آزمون شخصیت

    لغات هم‌خانواده personality

    noun
    person, personality, persona, personage, personification, personnel
    adjective
    personal, personalized, personable
    verb - transitive
    personalize, personify
    adverb
    personally

    سوال‌های رایج personality

    شکل جمع personality چی میشه؟

    شکل جمع personality در زبان انگلیسی personalities است.

    ارجاع به لغت personality

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «personality» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/personality

    لغات نزدیک personality

    • - personal trainer
    • - personalism
    • - personality
    • - personality cult
    • - personality test
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    fixate fix on first aid kit footprint topless Iceland blogger hourglass figure somewhat ruddy out of sorts out of stock out of style out of whack outdoor مصدر صدر عوان اوباش بازخوانی حشوآمیز برائت حلاوت تاثر تالم تحکیم کردن تذهیب تعویض تقدس خوب
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.