آیکن بنر

‫تصحیح و ‫تحلیل کامل‬ رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

‫تصحیح و ‫تحلیل رایتینگ آیلتس‬ در فست‌دیکشنری

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ مرداد ۱۴۰۵

      Privy

      ˈprɪvi ˈprɪvi

      شکل جمع:

      privies

      صفت تفضیلی:

      more privy

      صفت عالی:

      most privy

      معنی privy | جمله با privy

      adjective formal

      محرمانه، سِرّی

      CEFR
      سطح واقعی لغات انگلیسیت رو بدون! تست رایگان · ۳۰ سوال · نتیجه فوری
      شروع تست

      Students were privy to the raw data from the climate study before publication, enabling a more thorough critique of its methodology.

      دانشجویان قبل‌از انتشار در جریانِ محرمانه‌ی داده‌های خام مطالعه‌ی اقلیمی قرار داشتند که امکان نقدی عمیق‌تر از روش‌شناسی آن را فراهم کرد.

      Applicants should not expect to be privy to the internal deliberations that determine scholarship awards.

      متقاضیان نباید انتظار داشته باشند که در جریانِ محرمانه‌ی بحث‌های داخلی که تعیین‌کننده‌ی اعطای بورسیه‌ها هستند قرار گیرند.

      noun countable C1

      قدیمی مستراح، توالت بیرونی

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      During the ecology lecture field trip, the professor showed how runoff from an old privy can affect nearby soil chemistry.

      در طول بازدید میدانی درس اکولوژی، استاد نشان داد چگونه روان‌آب از یک مستراح قدیمی می‌تواند خواص شیمیایی خاک مجاور را تحت‌تأثیر قرار دهد.

      The professor explained that examining privy deposits helps researchers reconstruct historical diets and consumption patterns.

      استاد توضیح داد که بررسی رسوبات مستراح به پژوهشگران کمک می‌کند تا رژیم‌های غذایی و الگوهای مصرف تاریخی را بازسازی کنند.

      adjective

      خصوصی، غیرعمومی، اختصاصی

      Some scholars maintain a privy notebook, keeping early ideas withdrawn from public view until they are fully developed.

      برخی پژوهشگران دفترچه‌ای خصوصی نگه می‌دارند و ایده‌های اولیه را تا زمانی که کامل شوند از دید عموم کنار می‌گذارند.

      Many retirees choose a privy life, withdrawing from social obligations to focus on personal well-being.

      بسیاری از بازنشستگان زندگی‌ای خصوصی و گوشه‌گیر را انتخاب می‌کنند و از تعهدات اجتماعی کناره‌گیری می‌کنند تا بر رفاه شخصی تمرکز نمایند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      In the lecture, the economist argued that policymakers are often privy to insider information that affects market outcomes.

      در سخنرانی اقتصاددان استدلال کرد که سیاست‌گذاران اغلب به اطلاعات داخلی و خصوصی که بر نتایج بازار تأثیر می‌گذارد، دسترسی دارند.

      adjective

      ‫مطلع‬، آگاه

      He claimed that he was not privy to the details of the conspiracy.

      او ادعا کرد که از جزئیات توطئه آگاه نبوده است.

      The committee members were privy to confidential reports detailing the economic impact of the proposed reforms.

      اعضای کمیته از گزارش‌های محرمانه‌ای که تأثیر اقتصادی اصلاحات پیشنهادی را شرح می‌داد، مطلع بودند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I'm not privy to their private conversations, so I can't tell you what they said.

      من از مکالمات خصوصی‌شان مطلع نیستم؛ بنابراین نمی‌توانم به تو بگویم چه گفتند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد privy

      1. adjective secret
        Synonyms:
        private hidden confidential concealed covert separate personal buried obscured shrouded ulterior off the record hush-hush
        Antonyms:
        public known revealed
      1. adjective aware
        Synonyms:
        conscious informed acquainted cognizant wise in the know apprised in on privileged
        Antonyms:
        unaware unknowing

      Collocations

      be privy to

      (به‌طور محرمانه) آگاه بودن، مطلع بودن، باخبر بودن

      ارجاع به لغت privy

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «privy» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ مرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/privy

      لغات نزدیک privy

      • - privileged communication
      • - privity
      • - privy
      • - privy council
      • - privy purse
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت job و work چیست؟

      تفاوت job و work چیست؟

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بوکس به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      اصطلاحات شطرنج به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      ml mm molly Monday monte carlo method multi- my stomach churns nefertiti neutron number old-time order a takeaway otherwise pak choi physical therapy people's republic of china نفر اول نفیس نقره ای هواپز موکول کردن من‌درآوردی منابع ممکن بودن معاینه کردن مسدود کردن مستبد مزایا مرمت متقاضی ماچا
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.