آیکن بنر

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

۵۰۴ واژه‌ی ضروری در لغات دسته‌بندی‌شده

مشاهده
آخرین به‌روزرسانی:

Unknowing

ʌnˈnoʊɪŋ ʌnˈnəʊɪŋ

معنی unknowing

adjective

( unknowable ) ندانسته، ماورای تجربیات انسانی، غیرقابل‌ادراک و فهم، ندانستی، جاهل، بی‌اطلاع

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در اینستاگرام
پیشنهاد بهبود معانی

انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد unknowing

  1. adjective unaware
    Synonyms:
    ignorant uninformed oblivious inattentive unconscious negligent blind blank not knowing not informed not told unenlightened uneducated unschooled uninstructed deaf out of it caught napping daydreaming unbriefed out to lunch

ارجاع به لغت unknowing

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «unknowing» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ شهریور ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/unknowing

لغات نزدیک unknowing

پیشنهاد بهبود معانی