آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۲ آذر ۱۴۰۲

      Deaf

      def def

      صفت تفضیلی:

      deafer

      صفت عالی:

      deafest

      معنی deaf | جمله با deaf

      adjective B1

      ناشنوا، کر، فاقد قوه‌ی شنوایی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ‫بازنویسی‬ با هوش مصنوعی
      بهبود گرامر با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رفع خطاهای گرامری و نشانه‌گذاری
      امتحان کن

      Agha Amoo was deaf in the left ear.

      گوش چپ آقا عمو کر بود.

      Beethoven was deaf.

      بتهوون ناشنوا بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a school for the deaf

      مدرسه‌ی ناشنوایان

      They were deaf to our please.

      به التماس ما گوش نکردند.

      He turned a deaf ear to his parents' advice.

      او به پند والدین خود گوش نداد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد deaf

      1. adjective without hearing
        Synonyms:
        hard of hearing unable to hear deafened stone deaf earless
        Antonyms:
        hearing
      1. adjective unwilling
        Synonyms:
        unwilling stubborn obstinate strong-willed self-willed indifferent unconcerned unaware oblivious intractable mulish pigheaded bullheaded headstrong pertinacious perverse unmoved unhearing to listen blind
        Antonyms:
        willing aware attentive listening conscious

      Collocations

      be deaf to

      گوش شنوا نداشتن، بی‌توجه بودن به، ترتیب اثر ندادن

      deaf-aid

      (انگلیس) سمعک (امریکا: hearing did)

      Idioms

      (as) deaf as a post

      کاملاً کر، کر کر

      turn a deaf ear (to something)

      گوش شنوا نداشتن (نسبت به چیزی)، اعتنا نکردن، گوش فرا ندادن

      سوال‌های رایج deaf

      صفت تفضیلی deaf چی میشه؟

      صفت تفضیلی deaf در زبان انگلیسی deafer است.

      صفت عالی deaf چی میشه؟

      صفت عالی deaf در زبان انگلیسی deafest است.

      ارجاع به لغت deaf

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «deaf» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۸ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/deaf

      لغات نزدیک deaf

      • - deadweight
      • - deadwood
      • - deaf
      • - deaf-aid
      • - deaf-and-dumb
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      anti-Semitic pre-treat post-traumatic grape-hopper A-line broad-minded brown-nose cheap-jack die-hard great-nephew great-niece gun-shy light-minded mangel-wurzel open-mouthed آشوب کناس بازسازی بازسازی کردن بالاتر اغنا جاویدنام زمین فوتبال آمریکایی مشروطه افزون بهر پشته تمسخر تمدید ستمگر
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.