آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲ مهر ۱۴۰۵

      Negligent

      ˈneɡlɪdʒnt ˈneɡlɪdʒnt

      صفت تفضیلی:

      more negligent

      صفت عالی:

      most negligent

      معنی negligent | جمله با negligent

      adjective C2

      بی‌احتیاط، سهل‌انگار، قصورکار، بی‌دقت، غافل، بی‌توجه، اهمال‌گر، مسامحه‌کار، بی‌ملاحظه

      سطح لغات انگلیسیت رو بسنج آزمون فست‌دیکشنری · ۳۰ سوال · رایگان
      شروع تست

      The report concluded that the company was negligent in its safety protocols, leading to the industrial accident.

      گزارش نتیجه گرفت که شرکت در پروتکل‌های ایمنی خود سهل‌انگار بوده است که منجر به حادثه‌ی صنعتی شد.

      The gardener was negligent in watering the plants, and many of them died.

      باغبان در آبیاری گیاهان بی‌احتیاط بود و بسیاری از آن‌ها از بین رفتند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He was a careless worker negligent of details.

      او کارگر بی‌دقتی بود که به جزئیات توجه کافی نمی‌کرد.

      adjective C1

      حقوق متخلف (برای قصور در انجام وظایف قانونی)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی حقوق

      مشاهده

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      The landlord was found negligent for failing to repair the broken stairs, leading to a tenant's injury.

      صاحب‌خانه به‌دلیل قصور در تعمیر پله‌های شکسته که منجر به جراحت مستأجر شد، متخلف شناخته شد.

      The recent parliamentary inquiry highlighted how negligent some local authorities have been in enforcing environmental protection regulations.

      تحقیقات اخیر پارلمانی نشان داد که برخی از مقامات محلی در اجرای مقررات حفاظت از محیط‌زیست تا چه حد متخلف بوده‌اند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد negligent

      1. adjective careless, indifferent
        Synonyms:
        thoughtless inattentive unconcerned indifferent neglectful heedless unmindful regardless lax forgetful remiss inconsiderate slack offhand sloppy slapdash slovenly inadvertent unthinking disregardful nonchalant cursory incurious unheedful delinquent slipshod derelict behindhand asleep at switch discinct
        Antonyms:
        careful attentive mindful caring successful
      1. adjective guilty of neglect; lacking due care or concern
        Synonyms:
        neglectful derelict remiss careless lax inattentive slack delinquent forgetful heedless inconsiderate indifferent offhand regardless slipshod slothful thoughtless
        Antonyms:
        careful attentive heedful conscientious diligent successful mindful caring

      سوال‌های رایج negligent

      صفت تفضیلی negligent چی میشه؟

      صفت تفضیلی negligent در زبان انگلیسی more negligent است.

      صفت عالی negligent چی میشه؟

      صفت عالی negligent در زبان انگلیسی most negligent است.

      ارجاع به لغت negligent

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «negligent» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۸ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/negligent

      لغات نزدیک negligent

      • - negligee
      • - negligence
      • - negligent
      • - negligently
      • - negligibility
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      تفاوت marketing و advertising چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      stay off afrit housewarming hang off parsimony bio Freemason hurricane lamp saturant apposable frowzy inbounds pass offensive rebound outlet pass team foul پیروز شدن نطق وصیت‌نامه متعاقبا لحن به چالش طلبیدن هرازگاهی بد بهنجار شدن بهینه‌ای موجب ایستادگی بدبختی زجر بواسیر
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.