آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۳ شهریور ۱۴۰۵

      Offhand

      ˌɑːfˈhænd ˌɒfˈhænd

      صفت تفضیلی:

      more offhand

      صفت عالی:

      most offhand

      معنی offhand | جمله با offhand

      adjective adverb C1

      بی‌تأمل، بداهه، بدون فکر، بدون مقدمه، بدون تهیه، بی‌آمادگی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی پیشرفته

      مشاهده
      بازنویسی با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · بازنویسی متن با حفظ معنا
      امتحان کن

      While an offhand remark might seem insignificant, in an academic context, it can sometimes undermine the credibility of a carefully constructed argument.

      درحالی‌که یک اظهارنظر بی‌تأمل ممکن است بی‌اهمیت به نظر برسد، در یک زمینه دانشگاهی گاهی اوقات می‌تواند اعتبار یک استدلال با دقت ساخته‌شده را تضعیف کند.

      The professor discouraged students from offering offhand answers during the discussion, preferring thoughtful responses supported by evidence from the readings.

      استاد دانشجویان را از ارائه‌ی پاسخ‌های بدون فکر در طول بحث منصرف کرد و پاسخ‌های متفکرانه و مستند به شواهد از مطالب خوانده‌شده را ترجیح داد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      It is crucial for presenters to avoid making offhand comments that could be misinterpreted or detract from the main points of their lecture.

      برای سخنرانان مهم است که از بیان نظرات بی‌آمادگی که ممکن است سوءتفسیر شوند یا از نکات اصلی سخنرانی‌شان منحرف کنند، خودداری کنند.

      I can't give you its exact price offhand.

      همین‌طوری نمی‌توانم قیمت آن را به شما بگویم.

      adjective C2

      بی‌علاقه، بی‌تفاوت، بی‌توجه، بی‌اعتنا

      شکل غیررسمی بریتانیایی: offish

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      ابزارهای هوش مصنوعی

      Despite the student's compelling argument, the professor's offhand response suggested a lack of genuine interest in the alternative viewpoint.

      علی‌رغم استدلال قانع‌کننده‌ی دانشجو، پاسخ بی‌تفاوت استاد حاکی‌از عدم علاقه‌ی واقعی به دیدگاه جایگزین بود.

      During the lecture, the speaker's offhand remarks about the historical significance of the event indicated a superficial understanding of the subject matter.

      در طول سخنرانی، اظهارات بی‌توجه سخنران درباره‌ی اهمیت تاریخی رویداد، نشان‌دهنده‌‌ی درک سطحی از موضوع بود.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      He was rather offhand with me.

      او نسبت به من با بی‌اعتنایی رفتار کرد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد offhand

      1. adjective abrupt, careless
        Synonyms:
        careless casual informal easygoing breezy laid-back aloof cool unconcerned curt brusque glib perfunctory cavalier uninterested folksy mellow unceremonious
        Antonyms:
        careful calculated planned considered deliberate
      1. adjective ad-lib, extemporaneous
        Synonyms:
        spontaneous impromptu unprepared unpremeditated improvised extemporaneous extempore informal unrehearsed without preparation off the cuff off the top of head spur-of-the-moment unstudied throwaway off the hip extemporary
        Antonyms:
        planned practiced

      سوال‌های رایج offhand

      صفت تفضیلی offhand چی میشه؟

      صفت تفضیلی offhand در زبان انگلیسی more offhand است.

      صفت عالی offhand چی میشه؟

      صفت عالی offhand در زبان انگلیسی most offhand است.

      ارجاع به لغت offhand

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «offhand» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/offhand

      لغات نزدیک offhand

      • - offertory
      • - offglide
      • - offhand
      • - offhandedly
      • - office
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      Thur. interconnect hit the books undo represent eph amyl amp fluor fungus gyro half vulcanian halo hem صمغ گرفتن صیدگاه ظاهرساز خورشید تافت متفق کردن علم مالیه عمل‌گرایی لوز محارب منطقه‌ای موهن دور دورترین زرخیز فجر
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.