آیکن بنر

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

تست تعیین سطح رایگان دایره‌ی لغات

امتحان کن
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ مهر ۱۴۰۵

      Extemporaneous

      ɪkˌstempəˈreɪniəs ɪkˌstempəˈreɪniəs

      صفت تفضیلی:

      more extemporaneous

      صفت عالی:

      most extemporaneous

      معنی extemporaneous | جمله با extemporaneous

      adjective formal C2

      فی‌البداهه، بدون آمادگی، بی‌اندیشه

      تغییر لحن با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · رسمی، آکادمیک یا عامیانه
      امتحان کن

      an extemporaneous speech

      نطق فی‌البداهه

      The efficacy of extemporaneous communication in academic presentations is often debated, with some arguing for its spontaneity and others for the necessity of meticulous preparation.

      اثربخشی ارتباط فی‌البداهه در ارائه‌های دانشگاهی اغلب مورد بحث است، برخی به خودانگیختگی آن و برخی دیگر به ضرورت آمادگی دقیق استدلال می‌کنند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Her extemporaneous comments during the debate showed a quick wit and an impressive ability to think on her feet.

      نظرات بدون آمادگی او در طول مناظره، هوش سریع و توانایی چشمگیر او را در تفکر سریع نشان داد.

      adjective

      ‫ناگهانی، غیرمنتظره‬

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی

      Her extemporaneous speech at the dinner party was surprisingly eloquent and well-received.

      سخنرانی ناگهانی او در مهمانی شام به‌طرز شگفت‌انگیزی شیوا بود و مورد استقبال قرار گرفت.

      The ability to respond with an extemporaneous argument during a debate is often seen as a hallmark of critical thinking and quick intellectual adaptability.

      توانایی پاسخ دادن با یک استدلال ناگهانی در طول یک مناظره اغلب به‌عنوان نشانه‌ی تفکر انتقادی و سازگاری فکری سریع تلقی می‌شود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد extemporaneous

      1. adjective unrehearsed, improvised
        Synonyms:
        spontaneous unplanned impromptu improvised unpremeditated extempore offhand casual informal free immediate makeshift automatic ad lib unprepared off the cuff ad hoc on impulse improv snap winging it made-up by ear on-the-spot expedient unstudied improvisatory spur-of-the-moment off the top of head improviso tossed off at first glance thought out loud jamming tossed out taking for ride
        Antonyms:
        prepared planned rehearsed written
      1. adjective improvised
        Synonyms:
        spontaneous unplanned impromptu unprepared immediate makeshift casual free offhand extempore extemporary ad hoc automatic snap fake ad-lib improv by ear on impulse unrehearsed premeditated spur-of-the-moment expedient unstudied made-up on-the-spot toss off toss out jamming improvisatory improviso informal autoschediastic winging it
        Antonyms:
        planned prepared premeditated deliberate rehearsed

      ارجاع به لغت extemporaneous

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «extemporaneous» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۲ مهر ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/extemporaneous

      لغات نزدیک extemporaneous

      • - extant
      • - extemporal
      • - extemporaneous
      • - extemporaneously
      • - extemporary
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت science و knowledge چیست؟

      تفاوت nephew و niece چیست؟

      تفاوت theory و hypothesis چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      shootaround droop shooting guard salmonella power forward set shot quintet ferment goaltending insular swish sixth man mango stride stop tip off بازخواست کاغذپاره گزیدن اغماض گسیل جوینده حرفه خاندان خصمانه درشت دودمان دیده فراخوان روشنی رغم
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.