blow, slap, hit, cuff, smack
blow
slap
hit
cuff
smack
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
لت ناگهانی او را از پا انداخت.
The sudden blow knocked him off his feet.
او لت تندی به صورتش زد.
He received a sharp slap across the face.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «لت» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/لت