فست‌دیکشنری ۱۷ ساله شد! 🎉

Forehand

ˈfɔːrhænd ˈfɔːhænd
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله

  • noun adjective adverb
    قسمت ممتاز، مزیت، سرعمله، مباشر، سر و سینه و دست اسب، جلودار، پیشتاز
    • - a forehand stroke
    • - ضربه‌ی پیش‌دست
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد forehand

  1. noun (sports) a return made with the palm of the hand facing the direction of the stroke (as in tennis or badminton or squash)
    Synonyms: forehand stroke, forehand shot
  2. adjective (of racket strokes) made with palm facing direction of stroke
    Synonyms: forehanded
    Antonyms: backhand

ارجاع به لغت forehand

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «forehand» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/forehand

لغات نزدیک forehand

پیشنهاد بهبود معانی