آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۵ مرداد ۱۴۰۴

      Vain

      veɪn veɪn

      صفت تفضیلی:

      more vain

      صفت عالی:

      most vain

      معنی vain | جمله با vain

      adjective C2

      بیهوده، عبث، بی‌فایده، باطل، پوچ، ناچیز، جزئی، تهی، بی‌ارزش، واهی، بی‌نتیجه، بی‌ثمر

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      I waited for her in vain.

      بیهوده برای او صبر کردم.

      our complaints were in vain.

      شکوه‌های ما بی‌ثمر بودند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      vain promises

      قول‌های توخالی

      vain ceremonies

      مراسم پوچ

      our vain search to find the ring

      جستجوی بیهوده‌ی ما برای یافتن انگشتر

      vain hope

      امید بیجا

      a vain attempt

      کوشش بیهوده

      do not utter God's name in vain.

      نام خداوند را با بی‌حرمتی بر زبان نیاور.

      adjective C2

      خودشیفته، متکبر، خودپسند، مغرور، خودخواه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      Zhilla is vain about her looks.

      ژیلا به قیافه‌اش می‌نازد.

      too much success has made him vain.

      موفقیت زیاد او را غره کرده است.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      he is very vain about his education.

      خیلی درباره‌ی تحصیلاتش به خود می‌بالد.

      don't be vain about your wealth, it can vanish in one night; don't be vain about your looks, it can vanish after one fever

      به مالت نناز به شبی بنده / به شکلت نناز به تبی بنده

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد vain

      1. adjective egotistical
        Synonyms:
        arrogant conceited boastful proud self-important egocentric narcissistic cocky stuck-up big-headed haughty vainglorious egoistic ostentatious swaggering inflated overweening pleased with oneself high-and-mighty puffed up swollen-headed
        Antonyms:
        modest shy
      1. adjective futile, useless
        Synonyms:
        useless fruitless worthless unproductive inefficacious unavailing abortive sterile empty idle pointless profitless valueless hollow insignificant trivial petty slight unimportant senseless frivolous void otiose nugatory bootless barren time-wasting going nowhere on a treadmill in vicious circle not a prayer no-win delusive delusory misleading paltry puny shuck unnotable
        Antonyms:
        possible

      سوال‌های رایج vain

      صفت تفضیلی vain چی میشه؟

      صفت تفضیلی vain در زبان انگلیسی more vain است.

      صفت عالی vain چی میشه؟

      صفت عالی vain در زبان انگلیسی most vain است.

      ارجاع به لغت vain

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «vain» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/vain

      لغات نزدیک vain

      • - vahine
      • - vail
      • - vain
      • - vain hope
      • - vainglorious
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.