Bootless

ˈbuːtlɪs ˈbuːtlɪs
آخرین به‌روزرسانی:

معنی

  • adjective
    بی سود، بیهوده، بی مصرف، بی علاج
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد bootless

  1. adjective Having no useful result
    Synonyms: fruitless, futile, vain, unavailing, useless, barren, idle, unprofitable, ineffectual, unsuccessful, sleeveless, worthless
  2. adjective Being without advantage or benefit; useless.
    Synonyms: futile

ارجاع به لغت bootless

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «bootless» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/bootless

لغات نزدیک bootless

پیشنهاد بهبود معانی