Unsuccessful

ˌʌnsəkˈsesfl ˌʌnsəkˈsesfl
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more unsuccessful
  • صفت عالی:

    most unsuccessful

معنی

adjective B2
( unsuccess ) شکست، عدم موفقیت، ناموفق

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

فست دیکشنری در ایکس
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد unsuccessful

  1. adjective failing
    Synonyms:
    failed ineffective useless fruitless vain defeated losing disastrous futile ill-fated doomed ineffectual abortive thwarted foiled unlucky

ارجاع به لغت unsuccessful

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «unsuccessful» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/unsuccessful

لغات نزدیک unsuccessful

پیشنهاد بهبود معانی