پوچ، ناچیز، بیارزش، بیاهمیت، بیاثر
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
The changes made to the report were nugatory and did not improve it.
تغییرات اعمالشده در گزارش بیاهمیت بود و آن را بهبود نداد.
The promise he made was nugatory and never fulfilled.
قولی که داد پوچ بود و هرگز اجرا نشد.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «nugatory» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/nugatory