آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۷ بهمن ۱۴۰۳

      Possible

      ˈpɑːsəbl ˈpɒsəbl

      صفت تفضیلی:

      more possible

      صفت عالی:

      most possible

      معنی possible | جمله با possible

      adjective A1

      شدنی، ممکن، امکان‌پذیر، میسر، مقدور، احتمالی

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      it is not possible

      ممکن نیست

      as soon as possible

      هر چه زودتر

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      as big as possible

      هر چه بزرگتر

      Rain is possible but not certain.

      باران امکان‌پذیر است؛ ولی حتمی نیست.

      It is not possible to see the patient.

      دیدن بیمار ممکن نیست.

      the largest number possible

      بیشترین تعداد ممکن

      Are you insured against all possible risks?

      آیا در مقابل کلیه‌ی مخاطرات احتمالی بیمه شده‌اید؟

      noun countable

      نامزد، کاندیدا

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      another possible candidate for the presidency

      یک نامزد احتمالی دیگر برای ریاست‌جمهوری

      They interviewed 20 of whom 4 were possibles.

      با 20 نفر مصاحبه کردند و 4 نفر از آن‌ها واجد شرایط بودند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد possible

      1. adjective likely, attainable
        Synonyms:
        available doable obtainable achievable feasible viable promising hopeful accessible practicable realizable credible conceivable imaginable thinkable potential within reach advisable welcome dependent probable workable pushover cinch breeze snap piece of cake no sweat easy as pie simple as ABC duck soup setup adventitious fortuitous uncertain indeterminate latent dormant hypothetical
        Antonyms:
        unlikely unattainable impossible unrealizable ungettable

      Collocations

      if (at all) possible

      اگر (اصلاً) امکان داشته باشد

      where (when, whenever, or wherever) possible

      هر کجا (هرموقع) که ممکن باشد

      لغات هم‌خانواده possible

      noun
      possibility, possible
      adjective
      possible
      adverb
      possibly

      سوال‌های رایج possible

      صفت تفضیلی possible چی میشه؟

      صفت تفضیلی possible در زبان انگلیسی more possible است.

      صفت عالی possible چی میشه؟

      صفت عالی possible در زبان انگلیسی most possible است.

      ارجاع به لغت possible

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «possible» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۳۰ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/possible

      لغات نزدیک possible

      • - possibilities
      • - possibility
      • - possible
      • - possibly
      • - possum
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      live up lmk long-range lots lounger lovey lubricant lucre IYKYK everybody exactly excellence excellent excitatory existing پیش‌بند پیوستن تکرار عالما عامدا عشره جک موتورسیکلت حرمت حیرت‌زده حقه زدن خدایا خصیصه کاخ دانمارکی دانه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.