Obtainable

əbˈteɪnəbl əbˈteɪnəbl
آخرین به‌روزرسانی:
|
  • صفت تفضیلی:

    more obtainable
  • صفت عالی:

    most obtainable

معنی

  • به‌دست‌آوردنی، قابل حصول
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد obtainable

  1. adjective achievable, available
    Synonyms: at hand, attainable, derivable, duck soup, gettable, in stock, no problem, no sweat, on deck, on offer, on tap, piece of cake, procurable, purchasable, pushover, ready, realizable, securable, there for the taking, to be had
    Antonyms: unachievable, unavailable, unobtainable

لغات هم‌خانواده obtainable

  • adjective
    obtainable
  • verb - transitive
    obtain

ارجاع به لغت obtainable

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «obtainable» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۴ خرداد ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/obtainable

لغات نزدیک obtainable

پیشنهاد بهبود معانی