آیکن بنر

افزونه‌ی کروم فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

افزونه‌ی فست‌دیکشنری به‌روزرسانی شد

تست کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ دی ۱۴۰۳

    Inner

    ˈɪnər ˈɪnə

    صفت تفضیلی:

    more inner

    صفت عالی:

    most inner

    معنی inner | جمله با inner

    adjective B2

    داخلی، درونی، تویی، اندرونی

    The inner rooms of the mansion were filled with antique furniture.

    اتاق‌های داخلی عمارت پر از مبلمان عتیقه بود.

    The body's inner organs require proper care and nutrition to function effectively.

    اندام‌های داخلی بدن برای عملکرد مؤثر به مراقبت و تغذیه‌ی مناسب نیاز دارند.

    adjective B2

    درونی، باطنی، روحی، نهان (احساسات یا افکاری که در درون فرد جریان دارند)

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری

    His inner conflict was evident in his hesitant responses.

    تعارض درونی او از پاسخ‌های تردیدآمیز او مشهود بود.

    They sought inner peace amidst the chaos of daily life.

    آن‌ها در میان هرج‌و‌مرج زندگی روزمره به‌دنبال آرامش روحی بودند.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    The artist has beautifully captured her inner feelings on canvas.

    این هنرمند احساسات درونی خود را به‌زیبایی بر روی بوم به تصویر کشیده است.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد inner

    1. adjective central, middle physically
      Synonyms:
      internal inside middle essential intrinsic inward intimate interior inherent constitutional familiar nuclear focal innermore intestinal close
      Antonyms:
      external outer outside exterior
    1. adjective mental, private
      Synonyms:
      internal inward psychological emotional personal private individual secret hidden central essential inherent innate intrinsic gut intuitive spiritual interior inside deep-seated deep-rooted visceral viscerous repressed subconscious unrevealed esoteric focal
      Antonyms:
      physical outer

    Collocations

    inner conflict

    کشمکش درونی، تعارض داخلی، تنش داخلی، درگیری درونی

    سوال‌های رایج inner

    صفت تفضیلی inner چی میشه؟

    صفت تفضیلی inner در زبان انگلیسی more inner است.

    صفت عالی inner چی میشه؟

    صفت عالی inner در زبان انگلیسی most inner است.

    ارجاع به لغت inner

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «inner» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۷ دی ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/inner

    لغات نزدیک inner

    • - innards
    • - innate
    • - inner
    • - inner child
    • - inner circle
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    ataraxia treatment birth mother raise raise a family because adoptive parent beat time beastie beanstalk give birth be due for something be nice to someone be expecting be wary of (something) حیرت متحیر بهتان جغور بغور بغ‌بغو باقلوا تنبان تبرئه شلغم آب‌وهوا ایروبیک ناجی زهر عامیانه مغلق
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.