آیکن بنر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

جام جهانی ۲۰۲۶ - زبان رسمی فوتبال رو یاد بگیر

کوییز فوتبالی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۷ خرداد ۱۴۰۳

      Frontier

      frʌnˈtɪr ˈfrʌntɪə

      شکل جمع:

      frontiers

      معنی frontier | جمله با frontier

      noun countable C2

      مرز، سرحد (بین دو کشور)

      the frontier between Iran and Afghanistan

      مرز بین ایران و افغانستان

      The frontier between these two countries has been a subject of dispute for centuries.

      مرز بین این دو کشور سده‌ها مورد مناقشه بوده است.

      noun singular

      سرحد (اشاره به غرب ایالات متحده جایی که مهاجران در قرن نوزدهم شروع به نقل‌مکان به آنجا کردند)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      Settlers faced numerous challenges and hardships as they pushed further into the frontier.

      مهاجران با پیشروی بیشتر به سمت سرحد با چالش‌ها و سختی‌های متعددی مواجه شدند.

      Families built their homes on the frontier lands.

      خانواده‌ها خانه‌های خود را در زمین‌های سرحد بنا کردند.

      noun countable

      قدیمی سنگر مرزی، استحکامات مرزی

      The frontier stood tall and impenetrable against any attacks.

      استحکامات مرزی در برابر هر حمله‌ای بلند و نفوذناپذیر بود.

      This empire expanded its frontiers to establish dominance in the region.

      این امپراتوری استحکامات مرزی خود را گسترش داد تا بر منطقه تسلط پیدا کند.

      noun countable

      منطقه‌ی مرزی

      Many stories of bravery emerged from the rugged frontier.

      داستان‌های بسیاری از شجاعت در منطقه‌ی مرزی ناهموار سربرآورد.

      Trade routes developed along the frontier.

      مسیرهای تجاری در امتداد منطقه‌ی مرزی توسعه یافت.

      noun countable

      مجازی مرز

      the frontiers of medicine

      مرزهای (دانش) پزشکی

      the frontier between love and hate

      مرز بین عشق و نفرت

      adjective

      مربوط به مرز، مرزی

      frontier mentality

      (طرز تفکر وابسته به نواحی سر حدی و دورافتاده) طرز تفکر مرزی

      a frontier town

      شهر مرزی

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      frontier songs

      آوازهای مرزی

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد frontier

      1. noun boundary
        Synonyms:
        limit edge perimeter bound borderline confines borderland verge march
      1. noun unexplored, unoccupied area of land
        Synonyms:
        unknown outskirts backcountry hinterland backwoods sticks bush backwater boonies boondocks outback
        Antonyms:
        metropolis

      سوال‌های رایج frontier

      شکل جمع frontier چی میشه؟

      شکل جمع frontier در زبان انگلیسی frontiers است.

      ارجاع به لغت frontier

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «frontier» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۰ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/frontier

      لغات نزدیک frontier

      • - frontal lobe
      • - frontbencher
      • - frontier
      • - frontiersman
      • - frontispiece
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      pyracantha Urania homologate hairdresser menagerie effigy Persephone halloween shaft ant draw independent real fata morgana price واحد واسع وصل نشده وضعیت وقایع وقت بازی ویتامین ویلا پانتومیم پاکت پر شدن پرتنش پرمصرف پرواز پسرفت کردن
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.