Backcountry

ˈbækˌkʌntri ˈbækˌkʌntri
آخرین به‌روزرسانی:

معنی و نمونه‌جمله‌ها

  • noun countable
    انگلیسی آمریکایی جغرافیا منطقه‌ی دورافتاده (به‌ویژه در دل کوهستان)
    • - The conservationists worked tirelessly to protect the backcountry from development and preserve its natural beauty.
    • - طرفداران محیط‌زیست به طور خستگی‌ناپذیری برای محافظت از این منطقه‌ی دورافتاده در برابر توسعه و حفظ زیبایی طبیعی آن تلاش می‌کردند.
    • - She enjoyed the solitude of the backcountry, where she could escape the noise of the city.
    • - او از خلوتی منطقه‌ی دورافتاده لذت می‌برد. او آنجا می‌توانست از سروصدای شهر فرار کند.
پیشنهاد بهبود معانی

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

مترادف و متضاد backcountry

  1. noun
    Synonyms: boondocks, boonies, bush, farm, hinterlands, rural, sticks

ارجاع به لغت backcountry

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «backcountry» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲ تیر ۱۴۰۳، از https://fastdic.com/word/backcountry

لغات نزدیک backcountry

پیشنهاد بهبود معانی