آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۷ مرداد ۱۴۰۴

      Lip

      lɪp lɪp

      شکل جمع:

      lips

      معنی lip | جمله با lip

      noun countable B1

      لب

      lip, لب
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده

      That girl has red lips.

      آن دختر لب‌های سرخی دارد.

      He bit his lower lip nervously.

      او با اضطراب لب پایینش را گاز گرفت.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Sanaee's lips and teeth ...

      لب و دندان سنایی ...

      lipstick

      رژلب

      to pucker one's lips

      لنج ورچیدن

      a hand that kings have lipped

      (شکسپیر) دستی که شاهان بوسیده‌اند

      noun countable

      لبه، دهانه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      همگام سازی در فست دیکشنری

      The cup's lip was broken.

      لبه‌ی فنجان شکسته بود.

      The saucepan’s lip makes it easy to pour soup into bowls.

      لبه‌ی قابلمه، ریختن سوپ در کاسه‌ها را آسان می‌کند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      They met on the lip of the beach.

      آنان لب ساحل با هم ملاقات کردند.

      I sat on the lip of the volcano.

      من بر لبه‌ی دهانه‌ی آتش‌فشان نشستم.

      the lip of the hill

      لبه‌ی تپه

      noun uncountable informal

      بی‌ادبی، پررویی، گستاخی، زبان‌درازی

      Stop giving me lip and do your homework.

      پررویی را کنار بگذار و تکالیفت را انجام بده.

      I won’t tolerate any more lip from you.

      دیگر هیچ بی‌ادبی‌ای از طرف تو را تحمل نخواهم کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      Enough of your lip!

      حرف دهانت را بفهم!

      lip service

      چاخان بازی، تعریف زبانی، حرف مفت

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد lip

      1. noun edge, brink
        Synonyms:
        border rim margin brim projection flare flange overlap spout nozzle portal chops labium labrum
        Antonyms:
        middle inside interior
      1. noun insolence
        Synonyms:
        rudeness impertinence cheek sass sauciness sauce mouth jaw back talk effrontery guff
        Antonyms:
        kindness

      Idioms

      bite one's lip

      لب خود را گزیدن، جلو خشم یا اعتراض خود را گرفتن

      hang on the lips of

      با دقت گوش فرا دادن

      keep a stiff upper lip

      (عامیانه) علیرغم مشکلات جرئت یا پشتکار خود را حفظ کردن، به روی خود نیاوردن

      smack one's lips

      با اشتیاق انتظار کشیدن یا به‌خاطر آوردن

      one's lips are sealed

      افشا نکردن، لب (خود را) مهر و موم کردن

      Idioms بیشتر

      zip your lip

      دهنت رو ببند، هیچی نگو، حرف نزن، زیپ دهنت رو ببند

      سوال‌های رایج lip

      شکل جمع lip چی میشه؟

      شکل جمع lip در زبان انگلیسی lips است.

      ارجاع به لغت lip

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «lip» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/lip

      لغات نزدیک lip

      • - lions
      • - lions club
      • - lip
      • - lip balm
      • - lip gloss
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.