آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۵ فروردین ۱۴۰۳

      Decorate

      ˈdekəreɪt ˈdekəreɪt

      گذشته‌ی ساده:

      decorated

      شکل سوم:

      decorated

      سوم‌شخص مفرد:

      decorates

      وجه وصفی حال:

      decorating

      معنی decorate | جمله با decorate

      verb - transitive B1

      تزیین کردن، آراستن، آذین کردن

      They had decorated the streets with flags and flowers.

      خیابانها را با پرچم و گل آذین کرده بودند.

      to decorate a Christmas tree

      درخت کریسمس را آذین کردن

      verb - intransitive verb - transitive B1

      انگلیسی بریتانیایی نونوار کردن، رنگ کردن (رنگ‌آمیزی داخل یا خارج خانه یا کاغذ انداختن روی دیوارهای داخلی)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری

      He loves to decorate his home.

      دوست دارم خانه‌اش را نونوار کند.

      She hired him to decorate her living room with a modern and chic style.

      او را استخدام کرد تا اتاق نشیمنش را با سبکی مدرن و شیک رنگ کند.

      verb - transitive B1

      مدال دادن به، نشان دادن به، نشان اعطا کردن به (افتخار)

      He was decorated for bravery in combat.

      به‌ دلیل دلاوری در نبرد به او مدال دادند.

      a highly decorated officer

      افسر دارای نشان افتخار فراوان

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد decorate

      1. verb beautify, embellish
        Synonyms:
        brighten enhance trim garnish ornament dress up beautify renovate enrich adorn perfect burnish illuminate embellish grace color deck jazz up do up fix up spruce up furbish gild festoon idealize bedeck add finishing touches dress out gussy up bedizen paint frill prank
      1. verb honor and give medal
        Synonyms:
        cite pin medal on laureate plume

      لغات هم‌خانواده decorate

      noun
      decor, decoration, decorator
      adjective
      decorative
      verb - transitive
      decorate
      adverb
      decoratively

      سوال‌های رایج decorate

      گذشته‌ی ساده decorate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده decorate در زبان انگلیسی decorated است.

      شکل سوم decorate چی میشه؟

      شکل سوم decorate در زبان انگلیسی decorated است.

      وجه وصفی حال decorate چی میشه؟

      وجه وصفی حال decorate در زبان انگلیسی decorating است.

      سوم‌شخص مفرد decorate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد decorate در زبان انگلیسی decorates است.

      ارجاع به لغت decorate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «decorate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۹ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/decorate

      لغات نزدیک decorate

      • - decontrol
      • - decor
      • - decorate
      • - decoration
      • - decoration day
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      folklore BDSM tower confused industry enclosure judo kismet lan lank lee li lie in lil linguistically آفریده از روی استحقاق آلبوم امانت دادن ای وای! بجنب! بسته بلا استفاده کردن به نوبت انجام دادن بهدانه به یاد ماندنی اشباع‌شده بو باید
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.