آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۲۹ بهمن ۱۴۰۳

      Illustrate

      ˈɪləstreɪt ˈɪləstreɪt

      گذشته‌ی ساده:

      illustrated

      شکل سوم:

      illustrated

      سوم‌شخص مفرد:

      illustrates

      وجه وصفی حال:

      illustrating

      معنی illustrate | جمله با illustrate

      verb - transitive B2

      توضیح دادن، با مثال روشن ساختن، شرح دادن، نشان دادن، مصور کردن

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ۵۰۴ واژه

      مشاهده

      He illustrated his point by giving examples and statistics.

      او با آوردن مثال و آمار مطلب خود را روشن کرد.

      Later experiment illustrated the proof of her claim.

      تجربیات بعدی، صحت ادعای او را روشن کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      an illustrated book

      کتاب مصور

      These deeds illustrate his dissatisfaction.

      این اعمال نمایشگر نارضایتی او می‌باشد.

      verb - transitive

      آراستن، مزین شدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      نرم افزار آی او اس فست دیکشنری
      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد illustrate

      1. verb demonstrate, exemplify
        Synonyms:
        show represent exhibit explain clarify reveal depict embody portray exemplify elucidate disclose manifest highlight emphasize delineate symbolize personify epitomize evidence evince mirror picture typify instance interpret lay out make clear make plain get across get over point up bring home clear clear up draw a picture emblematize expose expound illuminate imitate limelight mark ostend proclaim show and tell spotlight vivify allegorize
        Antonyms:
        hide obscure
      1. verb explain by drawing, decorating
        Synonyms:
        represent depict portray paint picture sketch delineate ornament embellish adorn illuminate limn

      لغات هم‌خانواده illustrate

      noun
      illustration, illustrator
      adjective
      illustrative
      verb - transitive
      illustrate

      سوال‌های رایج illustrate

      گذشته‌ی ساده illustrate چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده illustrate در زبان انگلیسی illustrated است.

      شکل سوم illustrate چی میشه؟

      شکل سوم illustrate در زبان انگلیسی illustrated است.

      وجه وصفی حال illustrate چی میشه؟

      وجه وصفی حال illustrate در زبان انگلیسی illustrating است.

      سوم‌شخص مفرد illustrate چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد illustrate در زبان انگلیسی illustrates است.

      ارجاع به لغت illustrate

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «illustrate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/illustrate

      لغات نزدیک illustrate

      • - illusive
      • - illusory
      • - illustrate
      • - illustrated
      • - illustration
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      case in point casita catch up on something change your mind chemical circumnavigate prance calm shopping basket magnitude bushed plausibility satisfactorily scalpel pentagon جنده حشرات خاور رابطه‌ی جنسی یک‌شبه سستی سیار شرمگاه لثه او عالم آسیب‌شناسی آغازین اسب‌سوار استعفا امتحان کننده
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.