Get Across

آخرین به‌روزرسانی:

معنی‌ها

phrasal verb B2
عبور کردن

تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

نرم افزار اندروید فست دیکشنری
phrasal verb
تفهیم کردن، به وضوح بیان کردن
پیشنهاد بهبود معانی

مترادف و متضاد get across

  1. phrasal verb communicate an idea
    Synonyms:
    convey impart transmit pass on make clear make understood get through to put over bring home
    Antonyms:
    miscommunicate
  1. phrasal verb cross; to move from one side (of something) to the other

ارجاع به لغت get across

از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

کپی

معنی لغت «get across» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۴ فروردین ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/get-across

لغات نزدیک get across

پیشنهاد بهبود معانی