آیکن بنر

هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور به‌روزرسانی می‌شوند.

به‌روزرسانی هزینه‌ی اشتراک‌ها در تاریخ ۲۰ شهریور

خرید با قیمت فعلی
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    اکستنشن مرورگرها مشاهده
    افزونه‌ی کروم افزونه‌ی فایرفاکس افزونه‌ی مایکروسافت اج
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
    ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • لغات هم‌خانواده
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Highlight

      ˈhaɪlaɪt ˈhaɪlaɪt

      گذشته‌ی ساده:

      highlighted

      شکل سوم:

      highlighted

      سوم‌شخص مفرد:

      highlights

      وجه وصفی حال:

      highlighting

      شکل جمع:

      highlights

      معنی highlight | جمله با highlight

      noun verb - transitive B1

      بخش پرنورتر (هرچیز)، بخش درخشان

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

      مشاهده
      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      the highlights on the cheeks

      درخشندگی گونه‌ها

      noun verb - transitive

      (عکس یا نقاشی و غیره) بخش روشن (از سایه روشن)، بخش نورانی (high light هم می‌نویسند)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      تصحیح آیلتس
      noun verb - transitive

      (جالب‌ترین یا مهم‌ترین بخش یا صحنه‌ی هرچیز) بخش جالب، نکته‌ی مهم، نکته‌ی برجسته، اوج

      the highlights of her speech

      برجسته‌ترین نکات سخنرانی او

      The highlight of our trip was the visit to Takht-Jamsheed.

      بهترین بخش سفر ما بازدید از تخت‌جمشید بود.

      noun verb - transitive

      نورانی کردن (بخشی از فرتور یا نقاشی و غیره)، رنگ روشن زدن به، درخشان کردن

      To show the effect of the window light, he highlighted half of the face.

      برای نشان دادن اثر نور پنجره، نیمی از چهره را روشن‌تر کشید.

      noun verb - transitive

      زیر جملات یا مطالب مهم متن خط کشیدن

      He had read and carefully highlighted the textbook.

      او کتاب درسی را خوانده و با دقت زیر مطالب مهم خط کشیده بود.

      noun verb - transitive

      مورد تأکید قرار دادن، برجسته قلمداد کردن، چشمگیر کردن

      noun verb - transitive

      برجسته بودن، چشمگیر بودن، درخشان‌ترین بخش چیزی بودن

      Her dance highlighted the program.

      رقص او جالب‌ترین بخش برنامه بود.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد highlight

      1. noun memorable part
        Synonyms:
        focus feature peak climax high point high spot focal point main feature best part

      لغات هم‌خانواده highlight

      noun
      highlight
      verb - transitive
      highlight

      سوال‌های رایج highlight

      گذشته‌ی ساده highlight چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده highlight در زبان انگلیسی highlighted است.

      شکل سوم highlight چی میشه؟

      شکل سوم highlight در زبان انگلیسی highlighted است.

      شکل جمع highlight چی میشه؟

      شکل جمع highlight در زبان انگلیسی highlights است.

      وجه وصفی حال highlight چی میشه؟

      وجه وصفی حال highlight در زبان انگلیسی highlighting است.

      سوم‌شخص مفرد highlight چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد highlight در زبان انگلیسی highlights است.

      ارجاع به لغت highlight

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «highlight» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ شهریور ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/highlight

      لغات نزدیک highlight

      • - highland southern
      • - highlander
      • - highlight
      • - highly
      • - highly competitive
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      تفاوت Rap و Hip Hop چیست؟

      تفاوت attain و obtain چیست؟

      تفاوت am و pm چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      headwind cablet lime-twig acyclic bread mold regional center outbid uniplanar Benue danseuse gameness pentosan overdress inside joke why not سپتامبر سوغاتی سوغات شمع اردیبهشت سوت فروردین بودن ادویه پیوسته نیل قالب طفل غرور گنجینه
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.