آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۱ آذر ۱۴۰۳

      Mirror

      ˈmɪrər ˈmɪrə

      گذشته‌ی ساده:

      mirrored

      شکل سوم:

      mirrored

      سوم‌شخص مفرد:

      mirrors

      وجه وصفی حال:

      mirroring

      شکل جمع:

      mirrors

      معنی mirror | جمله با mirror

      noun countable A2

      آینه (یا با املای درست‌تر: آیینه)

      mirror, آینه (یا با املای درست‌تر: آیینه)
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      The mirror is a common item in the Haft-Seen table for Nowruz.

      آیینه یکی از اقلام رایج سفره‌ی هفت‌سین برای نوروز است.

      She looked at herself in the mirror.

      در آیینه به خودش نگاه کرد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      I stood in front of the mirror and combed my hair.

      جلوی آینه ایستادم و سرم را شانه کردم.

      The world is like a mirror; if you smile, the smile comes back to you.

      جهان همچون آینه است؛ اگر لبخند بزنی لبخند به تو باز می‌گردد.

      noun countable

      آیینه، بازتاب، انعکاس، نماینده، نمودگر

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      The media can be a mirror of public opinion.

      رسانه‌ها می‌توانند بازتاب افکار عمومی باشند.

      the press as a mirror of public opinion

      مطبوعات به مثابه‌ی آیینه‌ی افکار عمومی

      noun countable

      الگو

      She was the mirror of excellence.

      او الگوی برتری بود.

      She is the mirror of beauty.

      او الگوی زیبایی بود.

      verb - transitive

      انعکاس دادن، منعکس کردن، بازتاب دادن

      His ideas are mirrored in his stories.

      اندیشه‌های او در داستان‌هایش منعکس شده‌اند.

      Do these opinion polls really mirror what the people are thinking?

      آیا این نظرخواهی‌ها واقعاً طرز فکر مردم را بازتاب می‌دهند؟

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد mirror

      1. noun glass that reflects image
        Synonyms:
        looking glass reflector speculum pier glass hand glass cheval glass polished metal imager
      1. verb copy, reflect
        Synonyms:
        imitate follow mimic emulate represent depict reflect show act like simulate exemplify illustrate personify echo image double embody typify epitomize glass make like symbolize take off

      سوال‌های رایج mirror

      معنی mirror به فارسی چی میشه؟

      کلمه "mirror" در زبان انگلیسی به معنی "آینه" است و به اشیایی اشاره دارد که توانایی بازتاب نور و تصویر را دارند. آینه‌ها معمولاً از یک سطح صاف و صیقلی ساخته می‌شوند که معمولاً با نقره یا آلومینیوم پوشیده شده‌اند تا خاصیت بازتابندگی داشته باشند. در ادامه، به بررسی معانی، کاربردها و نکات جالب مربوط به آینه می‌پردازیم.

      معانی و کاربردها

      1. آینه فیزیکی: این نوع آینه‌ها به‌طور رایج در خانه‌ها و مکان‌های عمومی برای مشاهده تصویر خود استفاده می‌شوند. آینه‌های دیواری، آینه‌های ایستاده و آینه‌های دکوری از جمله رایج‌ترین انواع آن‌ها هستند.

      2. آینه در هنر: در هنر و طراحی، آینه‌ها نه تنها برای بازتاب تصویر بلکه به عنوان وسیله‌ای برای ایجاد عمق و نور در فضاهای داخلی مورد استفاده قرار می‌گیرند.

      3. آینه‌های خاص: آینه‌های دوطرفه، آینه‌های کج و آینه‌های تزیینی از انواع خاص آینه‌ها هستند که کاربردهای خاص خود را دارند. به عنوان مثال، آینه‌های دوطرفه در آرایشگاه‌ها برای مشاهده بهتر جزئیات استفاده می‌شوند.

      4. آینه در علم: در علم فیزیک، آینه‌ها ابزارهایی حیاتی هستند. از آن‌ها در تلسکوپ‌ها، لیزرها و سایر دستگاه‌های اپتیکی استفاده می‌شود. آینه‌های مقعر و محدب به‌طور خاص برای هدایت و تمرکز نور به کار می‌روند.

      نکات جالب

      - تاریخچه آینه: آینه‌ها به‌طور طبیعی از زمان باستان وجود داشته‌اند. اولین آینه‌ها از سطوح آب یا سنگ‌های صاف ساخته می‌شدند و بعدها با پیشرفت فناوری، آینه‌های شیشه‌ای به وجود آمدند.

      - آینه‌ها و روانشناسی: آینه‌ها به عنوان نماد خودآگاهی و بازتاب شخصیت شناخته می‌شوند. در روانشناسی، آینه می‌تواند به فرد کمک کند تا خود را بهتر بشناسد و با احساساتش ارتباط برقرار کند.

      - آینه در فرهنگ‌ها: در بسیاری از فرهنگ‌ها، آینه‌ها به عنوان نماد حقیقت و واقعیت مورد توجه قرار گرفته‌اند. در ادبیات و هنر، آن‌ها به عنوان وسیله‌ای برای نشان دادن تضاد بین ظاهر و باطن استفاده می‌شوند.

      - آینه‌های جادویی: در افسانه‌ها و داستان‌های تخیلی، آینه‌ها معمولاً به عنوان اشیای جادویی شناخته می‌شوند که می‌توانند به دنیای دیگری راه پیدا کنند یا حقیقت را آشکار کنند.

      - آینه و فناوری: با پیشرفت فناوری، آینه‌ها به شکل‌های جدیدی نیز درآمده‌اند. آینه‌های هوشمند که قابلیت نمایش اطلاعات دیجیتال را دارند، به تازگی وارد بازار شده‌اند و می‌توانند اطلاعات مختلفی مانند آب و هوا، زمان و حتی اعلان‌های تلفن همراه را نمایش دهند.

      گذشته‌ی ساده mirror چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده mirror در زبان انگلیسی mirrored است.

      شکل سوم mirror چی میشه؟

      شکل سوم mirror در زبان انگلیسی mirrored است.

      شکل جمع mirror چی میشه؟

      شکل جمع mirror در زبان انگلیسی mirrors است.

      وجه وصفی حال mirror چی میشه؟

      وجه وصفی حال mirror در زبان انگلیسی mirroring است.

      سوم‌شخص مفرد mirror چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد mirror در زبان انگلیسی mirrors است.

      ارجاع به لغت mirror

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «mirror» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۳ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/mirror

      لغات نزدیک mirror

      • - miriness
      • - miro
      • - mirror
      • - mirror image
      • - mirth
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      rasmussen made duality quarter god downs leafage foreground harmony beguile belie bella besiege bespoke better to light a candle than to curse the darkness ضریب ساعت‌سازی سلسله سکو ظاهرسازی قدرشناس اداره پست دمی دودکش عقیدتی تمارض تکیده کد نگارگری کردن بومی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.