آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۲۴ اسفند ۱۴۰۲

    Emulate

    ˈemjəleɪt ˈemjəleɪt ˈemjəleɪt

    گذشته‌ی ساده:

    emulated

    شکل سوم:

    emulated

    سوم‌شخص مفرد:

    emulates

    وجه وصفی حال:

    emulating

    معنی emulate | جمله با emulate

    verb - transitive formal

    تقلید کردن، الگوبرداری کردن، دنباله‌روی کردن، پیروی کردن

    Some Protestants emulated this practice.

    برخی از پروتستان‌ها از این روش پیروی کردند.

    Book covers which one way or another emulate leather.

    جلدهای کتاب که به طرق گوناگون از چرم الگوبرداری کرده‌اند.

    verb - transitive

    چشم‌وهم‌چشمی کردن، رقابت کردن، برابری کردن، هماوردی کردن، برتری‌ جستن، پیشی گرفتن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    نرم افزار اندروید فست دیکشنری

    She tried to emulate her elder brother in sports.

    کوشید که در ورزش از برادر ارشد خود پیشی بگیرد.

    She strives to emulate her sister's academic excellence by studying every day.

    او تلاش می‌کند تا با هر روز مطالعه‌ کردن با برتری علمی خواهرش رقابت کند.

    adjective

    شبیه‌سازی، تقلیدکننده، مقلد، پیرو، تقلیدکار، دنباله‌رو، رقابت‌جو، برتری‌خواه

    The artist's style is highly emulate, reminiscent of classical masters like Van Gogh or Monet.

    سبک این هنرمند بسیار شبیه‎سازی‌شده است و یادآور استادان کلاسیک مانند ون‌گوگ یا مونه است.

    She had an emulate talent for playing the piano.

    او استعداد شبیه‌سازی در نواختن پیانو داشت.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد emulate

    1. verb copy the actions of
      Synonyms:
      imitate copy follow mimic do ditto mirror compete rival challenge contend vie with compete with contend with rivalize follow suit take after do like go like make like pattern after follow the example of follow in footsteps outvie

    سوال‌های رایج emulate

    گذشته‌ی ساده emulate چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده emulate در زبان انگلیسی emulated است.

    شکل سوم emulate چی میشه؟

    شکل سوم emulate در زبان انگلیسی emulated است.

    وجه وصفی حال emulate چی میشه؟

    وجه وصفی حال emulate در زبان انگلیسی emulating است.

    سوم‌شخص مفرد emulate چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد emulate در زبان انگلیسی emulates است.

    ارجاع به لغت emulate

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «emulate» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/emulate

    لغات نزدیک emulate

    • - ems
    • - emu
    • - emulate
    • - emulation
    • - emulator
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    about to abroach abut grow up accept an offer act as a referee laptop act up à la carte actuary hallway character assassination lemma adversity administer تلفظ کردن تمیز و مرتب تن صدا تنه درخت تهدید تهدید کردن تهمت زدن توجه به شرطی که به‌صورت به‌طوری که به طور کامل به مدت یک سال به ندرت به وسیله
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.