آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۳ آذر ۱۴۰۲

      Contend

      kənˈtend kənˈtend

      گذشته‌ی ساده:

      contended

      شکل سوم:

      contended

      سوم‌شخص مفرد:

      contends

      وجه وصفی حال:

      contending

      معنی contend | جمله با contend

      verb - transitive verb - intransitive C1

      ستیزه کردن، مخالفت کرده با، رقابت کردن، ادعا کردن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      He had many problems to contend with.

      او با مسائل زیادی در ستیز بود.

      contending groups

      گروه‌های هم‌ستیز

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      to contend for a prize

      برای جایزه رقابت کردن

      We contend that he is guilty.

      ما معتقدیم که او گناهکار است.

      He contended that literature must serve a moral purpose.

      او استدلال می‌کرد که ادبیات باید هدف اخلاقی داشته باشد.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد contend

      1. verb compete, fight
        Synonyms:
        fight compete face oppose resist meet argue struggle push vie contest rival dispute battle clash strive grapple confront encounter tangle with go for emulate withstand push for give one’s all scramble for go after give all one’s got tug jostle stand have at controvert cope litigate skirmish shoot for make play for lock horns jockey for position go for it mix it up with shoot at go for broke knock oneself out oppugn go for jugular
        Antonyms:
        retreat leave desert give up abandon
      1. verb argue
        Synonyms:
        say claim argue assert charge maintain insist defend hold allege debate dispute justify report urge warrant vindicate aver avow take on set to mix go at come at have at cross dictate prescribe enjoin mix it up have bone to pick put up argument lock horns with rip light into lace into lay into jump on blast let have it sock it to one stick it to gang up on fly in face of zap
        Antonyms:
        give in give up surrender cede

      سوال‌های رایج contend

      گذشته‌ی ساده contend چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده contend در زبان انگلیسی contended است.

      شکل سوم contend چی میشه؟

      شکل سوم contend در زبان انگلیسی contended است.

      وجه وصفی حال contend چی میشه؟

      وجه وصفی حال contend در زبان انگلیسی contending است.

      سوم‌شخص مفرد contend چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد contend در زبان انگلیسی contends است.

      ارجاع به لغت contend

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «contend» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۷ اسفند ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/contend

      لغات نزدیک contend

      • - contemptuous
      • - contemptuously
      • - contend
      • - contender
      • - content
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hand come out variant crook excess biological equalizer Americano equation Hispanic admissible algonquian allethrin amputator anti-tourism رفع خستگی کردن رنگارنگ رنگ‌کار روال جنت حافظه حر خستگی دل بستن دل کندن دوران نوزیستی ژرف‌کاو جناغ پیاده شدن ترحیمی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.