آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۱۵ دی ۱۴۰۴

    Give In

    ˈɡɪv ɪn ɡɪv ɪn

    گذشته‌ی ساده:

    gave in

    شکل سوم:

    given in

    سوم‌شخص مفرد:

    gives in

    وجه وصفی حال:

    giving in

    معنی give in | جمله با give in

    phrasal verb B1

    کوتاه آمدن، قبول کردن، رضایت دادن، تسلیم شدن، دست برداشتن، از موضع خود عقب‌نشینی کردن

    They refused to reduce the price for months, but they finally gave in during negotiations.

    آن‌ها، ماه‌ها حاضر به کاهش قیمت نشدند اما در جریان مذاکرات بالاخره رضایت دادند.

    First, he said he would not go; then he gave in and went.

    اول می‌گفت نخواهد رفت؛ ولی بالاخره تسلیم شد و رفت.

    phrasal verb B2

    شکست را پذیرفتن، تسلیم شدن، جا زدن

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    فست دیکشنری در اینستاگرام

    She refused to give in until her opponent admitted the mistake.

    تا وقتی رقیبش به اشتباهش اعتراف نکرد، حاضر نشد تسلیم شود.

    They fought hard in the match, but in the last minutes they gave in.

    در مسابقه، سخت جنگیدند اما در دقایق آخر شکست را پذیرفتند.

    phrasal verb B1

    انگلیسی بریتانیایی تسلیم کردن، ارائه دادن، تحویل دادن (مقاله، تکلیف، مدرک)

    He revised the article twice before giving it in to the editor.

    مقاله را دو بار ویرایش کرد و بعد، آن را به سردبیر ارائه داد.

    All candidates must give in their documents before the interview.

    همه‌ی داوطلبان باید مدارکشان را قبل‌از مصاحبه تحویل دهند.

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد give in

    1. phrasal verb admit defeat
      Synonyms:
      quit give up surrender yield concede submit capitulate cave in fold back down bow out comply relinquish abandon resign stop cease desist pull out drop bail out collapse forswear waive cede hand over cry uncle throw in the towel chicken out leave off cut out wash one’s hands of walk out on drop like a hot potato take the oath despair
      Antonyms:
      fight withstand hold out stand up to

    Phrasal verbs

    give in to

    تسلیم شدن، واگذار کردن

    سخت نکوهش یا تنبیه کردن

    سوال‌های رایج give in

    گذشته‌ی ساده give in چی میشه؟

    گذشته‌ی ساده give in در زبان انگلیسی gave in است.

    شکل سوم give in چی میشه؟

    شکل سوم give in در زبان انگلیسی given in است.

    وجه وصفی حال give in چی میشه؟

    وجه وصفی حال give in در زبان انگلیسی giving in است.

    سوم‌شخص مفرد give in چی میشه؟

    سوم‌شخص مفرد give in در زبان انگلیسی gives in است.

    ارجاع به لغت give in

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «give in» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۶ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/give-in

    لغات نزدیک give in

    • - give ground
    • - give hostages to fortune
    • - give in
    • - give in to
    • - give it the gun
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    not now and then now or never obstetrics (of) great importance off course on call open-ended ophthalmologist other our pregnant pennsylvania theater comedy انرژی اون برگرد متحجر متشکرم برگ گل بزرگ‌نمایی بزغاله متشکر بسته بندی کردن مخمر بسیار خوب بعدی بلاتکلیف بلبشو
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.