آیکن بنر

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

امکانات مترجم و هوش مصنوعی فعال و در دسترس هستند

خرید اشتراک
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Phrasal verbs
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۱۵ دی ۱۴۰۴

      Give In

      ˈɡɪv ɪn ɡɪv ɪn

      گذشته‌ی ساده:

      gave in

      شکل سوم:

      given in

      سوم‌شخص مفرد:

      gives in

      وجه وصفی حال:

      giving in

      معنی give in | جمله با give in

      phrasal verb B1

      کوتاه آمدن، قبول کردن، رضایت دادن، تسلیم شدن، دست برداشتن، از موضع خود عقب‌نشینی کردن

      They refused to reduce the price for months, but they finally gave in during negotiations.

      آن‌ها، ماه‌ها حاضر به کاهش قیمت نشدند اما در جریان مذاکرات بالاخره رضایت دادند.

      First, he said he would not go; then he gave in and went.

      اول می‌گفت نخواهد رفت؛ ولی بالاخره تسلیم شد و رفت.

      phrasal verb B2

      شکست را پذیرفتن، تسلیم شدن، جا زدن

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      فست دیکشنری در ایکس

      She refused to give in until her opponent admitted the mistake.

      تا وقتی رقیبش به اشتباهش اعتراف نکرد، حاضر نشد تسلیم شود.

      They fought hard in the match, but in the last minutes they gave in.

      در مسابقه، سخت جنگیدند اما در دقایق آخر شکست را پذیرفتند.

      phrasal verb B1

      انگلیسی بریتانیایی تسلیم کردن، ارائه دادن، تحویل دادن (مقاله، تکلیف، مدرک)

      He revised the article twice before giving it in to the editor.

      مقاله را دو بار ویرایش کرد و بعد، آن را به سردبیر ارائه داد.

      All candidates must give in their documents before the interview.

      همه‌ی داوطلبان باید مدارکشان را قبل‌از مصاحبه تحویل دهند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد give in

      1. phrasal verb admit defeat
        Synonyms:
        quit give up surrender yield concede submit capitulate cave in fold back down bow out comply relinquish abandon resign stop cease desist pull out drop bail out collapse forswear waive cede hand over cry uncle throw in the towel chicken out leave off cut out wash one’s hands of walk out on drop like a hot potato take the oath despair
        Antonyms:
        fight withstand hold out stand up to

      Phrasal verbs

      give in to

      تسلیم شدن، واگذار کردن

      سخت نکوهش یا تنبیه کردن

      سوال‌های رایج give in

      گذشته‌ی ساده give in چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده give in در زبان انگلیسی gave in است.

      شکل سوم give in چی میشه؟

      شکل سوم give in در زبان انگلیسی given in است.

      وجه وصفی حال give in چی میشه؟

      وجه وصفی حال give in در زبان انگلیسی giving in است.

      سوم‌شخص مفرد give in چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد give in در زبان انگلیسی gives in است.

      ارجاع به لغت give in

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «give in» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۵ خرداد ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/give-in

      لغات نزدیک give in

      • - give ground
      • - give hostages to fortune
      • - give in
      • - give in to
      • - give it the gun
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      ما هم مثل شما، دنبال راه حل هستیم

      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      hibernation high-grade hideout map heter- herding herbal tea hammer away at brake help out helminthology heartiness hear (something) on the grapevine havoc have to تجدید حیات مورب تکاپو کردن عیب ماهور داروخانه کوست یک میلیون بورانی پیدا پدیده براق بید انتها اساس
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.