حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
ضربه شدید، اظهارنظر شدیدوتند، حلقه، کمربند بستن، بستن، احاطه کرده، محاصره کردن، نیرومندکردن، آماده کردن، محکم کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
to gird oneself for a difficult task
برای انجام کاری دشوار کمر همت بستن
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «gird» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۸ آذر ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/gird