آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند.

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت اختلالات اینترنت، برخی امکانات اختلال دارند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Collocations
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۶ آذر ۱۴۰۳

      Pen

      pen pen

      گذشته‌ی ساده:

      penned

      شکل سوم:

      penned

      سوم‌شخص مفرد:

      pens

      وجه وصفی حال:

      penning

      شکل جمع:

      pens

      معنی pen | جمله با pen

      noun countable A1

      قلم، خامه، کلک (ابزاری برای نوشتن که انواع گوناگونی دارد که مشتمل بر خودکار، روان‌نویس، خودنویس و ماژیک و غیره هستند)

      pen, قلم، خامه، کلک (ابزاری برای نوشتن که انواع گوناگونی دارد که مشتمل بر خودکار، روان‌نویس، خودنویس و ماژیک و غیره هستند)
      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی مقدماتی

      مشاهده

      ball-point pen

      خودکار

      fountain pen

      خودنویس

      noun countable

      ادبی قلم، خامه (نگارش)

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      خرید اشتراک فست دیکشنری

      On pen day in Iran, people gather to honor the role of pens in shaping society and promoting literacy.

      در روز قلم در ایران، مردم برای ارج نهادن به نقش قلم در شکل‌دهی جامعه و ارتقای سواد، گرد هم می‌آیند.

      She lived by her pen.

      او از راه قلمش نان می‌خورد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a few poems from her sweet pen

      چند شعری به خامه‌ی شیرین او

      noun countable

      آغل

      pig pen

      آغل خوک

      sheep pen

      آغل گوسفند

      noun slang countable

      انگلیسی آمریکایی (penitentiary) ندامتگاه، زندان

      The notorious criminal was sent to the pen for his heinous crimes.

      جنایتکار بدنام به خاطر جنایات فجیعش روانه‌ی ندامتگاه شد.

      federal pen

      زندان فدرال

      noun countable informal

      انگلیسی آمریکایی ورزش (بیسبال) (bullpen) محل گرم کردن (مخصوص پرتاب‌کننده‌های توپ پیش از ضربه زدن)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی ورزش

      مشاهده

      The manager called for a lefty to start warming up in the pen.

      مربی از یک بازیکن چپ‌دست خواست تا در محل گرم کردن خودش را گرم کند.

      the visiting team's pen

      محل گرم کردن تیم مهمان

      noun countable

      جانورشناسی قو (ماده)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی جانورشناسی

      مشاهده

      A group of pens congregated in the water.

      گروهی از قوها در آب جمع شدند.

      The pen's feathers glistened in the sunlight

      پرهای قو زیر نور خورشید می‌درخشید.

      noun countable informal

      ورزش (penalty) پنالتی

      The player missed the pen.

      این بازیکن پنالتی را از دست داد.

      The striker converted the pen, securing the win for their team.

      این مهاجم پنالتی را تبدیل به گل کرد و پیروزی را برای تیمش به ارمغان آورد.

      verb - transitive formal

      نوشتن، نگاشتن

      to pen a poem

      شعر نوشتن

      all the letters penned by him

      همه‌ی نامه‌هایی که او نگاشته است

      verb - transitive

      حبس کردن، زندانی کردن (انسان یا حیوان در جایی کوچک)

      The elderly were penned up in their houses.

      سالمندان در خانه‌های خود زندانی شده بودند.

      The cattle were penned behind a wooden fence.

      گاوها را در پشت فنس چوبی حبس کرده بودند.

      noun countable

      پزشکی قلم (وسیله‌ای پزشکی شبیه خودکار دارای سوزن برای تزریق دارو)

      link-banner

      لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی پزشکی

      مشاهده

      insulin pens

      قلم‌های انسولین

      The doctor used a pen to administer the insulin injection to the diabetic patient.

      پزشک از یک قلم برای تزریق انسولین به بیمار دیابتی استفاده کرد.

      abbreviation

      جغرافیا (peninsula) شبه‌جزیره

      the Korean pen

      شبه‌جزیره‌ی کره

      The ancient ruins on the pen were evidence of the rich history of the area.

      ویرانه‌های باستانی در این شبه‌جزیره گواه تاریخ غنی این منطقه بود.

      abbreviation

      ادبی (PEN) (International Association of Poets, Playwrights, Editors, Essayists and Novelists) انجمن جهانی قلم

      The PEN conference was a gathering of some of the most notable writers in the world.

      کنفرانس انجمن جهانی قلم گردهمایی برخی از برجسته‌ترین نویسندگان جهان بود.

      Many renowned authors and poets are members of the PEN.

      بسیاری از نویسندگان و شاعران مشهور عضو انجمن جهانی قلم هستند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد pen

      1. noun enclosure
        Synonyms:
        fence wall cage prison jail fold penitentiary corral coop sty hedge hutch
        Antonyms:
        open space
      1. noun writing instrument
        Synonyms:
        marker nib stick fountain pen ball point felt-tip stylograph quill reed
        Antonyms:
        pencil
      1. verb enclose
        Synonyms:
        close in shut in confine fence in cage box case hem in coop corral hedge mew
        Antonyms:
        release let go free
      1. verb write
        Synonyms:
        compose draft jot down commit to paper draw up engross autograph indict
        Antonyms:
        speak

      Collocations

      correction pen

      لاک غلط‌گیر

      Idioms

      the pen is mightier than the sword

      قلم از شمشیر نیرومندتر است.

      سوال‌های رایج pen

      معنی pen به فارسی چی میشه؟

      کلمه "pen" در زبان انگلیسی به معنای "قلم" است و به ابزاری اشاره دارد که برای نوشتن یا نقاشی کردن استفاده می‌شود. این کلمه به طور کلی در دسته ابزارهای نوشتاری قرار می‌گیرد و در انواع مختلفی تولید می‌شود. در ادامه، معانی و توضیحات مرتبط با "pen" به تفصیل بیان می‌شود.

      معانی مختلف "pen"

      - قلم: اصلی‌ترین و رایج‌ترین معنای "pen" به ابزار نوشتاری اشاره دارد. قلم‌ها معمولاً دارای جوهری هستند که به وسیله نوک آن بر روی کاغذ یا سطح دیگر منتقل می‌شود.

      - قلم‌موی نقاشی: در برخی موارد، "pen" به قلم‌موهای نقاشی نیز اطلاق می‌شود. این قلم‌ها معمولاً برای طراحی و نقاشی استفاده می‌شوند و می‌توانند دارای نوک‌های مختلفی باشند.

      - قلم‌زنی: در برخی از صنایع دستی، "pen" به ابزارهایی اشاره دارد که برای ایجاد طرح‌ها و نقوش بر روی سطوح مختلف استفاده می‌شوند.

      انواع قلم‌ها

      قلم‌ها معمولاً به چند دسته تقسیم می‌شوند:

      - قلم‌های خودکار: این قلم‌ها دارای جوهر مایع هستند و معمولاً برای نوشتن روزمره استفاده می‌شوند.

      - قلم‌های فشاری: این نوع قلم‌ها به وسیله فشردن نوک قلم، جوهر را به سطح نوشتاری منتقل می‌کنند.

      - قلم‌های جوهری: قلم‌هایی که برای نوشتن با جوهر مایع طراحی شده‌اند و معمولاً از نوک‌های نازک‌تر برای نوشتن دقیق‌تر استفاده می‌کنند.

      - قلم‌های مخصوص طراحی: این قلم‌ها معمولاً به هنرمندان و طراحان کمک می‌کنند و دارای نوک‌های مختلفی هستند که به ایجاد جزئیات دقیق‌تر کمک می‌کند.

      نکات جالب درباره قلم‌ها

      - تاریخچه: قلم‌ها از زمان‌های قدیم وجود داشته‌اند. اولین قلم‌ها از نی‌های طبیعی ساخته می‌شدند و بعداً با پیشرفت تکنولوژی، به شکل‌های مدرن‌تری درآمدند.

      - قلم‌های هنری: برخی از هنرمندان از قلم‌های خاصی مانند قلم‌های نقاشی با نوک نازک برای ایجاد جزئیات و الگوهای پیچیده استفاده می‌کنند.

      - معنای استعاری: در زبان انگلیسی، "pen" به عنوان یک نماد برای نوشتن و خلق آثار ادبی نیز استفاده می‌شود. مثلاً عبارت "The pen is mightier than the sword" به این معناست که کلمات و نوشته‌ها قدرت بیشتری نسبت به خشونت دارند.

      - استفاده‌های مختلف: قلم‌ها نه تنها برای نوشتن، بلکه برای نقاشی، طراحی، و حتی ایجاد آثار هنری سه‌بعدی نیز کاربرد دارند.

      گذشته‌ی ساده pen چی میشه؟

      گذشته‌ی ساده pen در زبان انگلیسی penned است.

      شکل سوم pen چی میشه؟

      شکل سوم pen در زبان انگلیسی penned است.

      شکل جمع pen چی میشه؟

      شکل جمع pen در زبان انگلیسی pens است.

      وجه وصفی حال pen چی میشه؟

      وجه وصفی حال pen در زبان انگلیسی penning است.

      سوم‌شخص مفرد pen چی میشه؟

      سوم‌شخص مفرد pen در زبان انگلیسی pens است.

      ارجاع به لغت pen

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «pen» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/pen

      لغات نزدیک pen

      • - pemmican
      • - pemphigus
      • - pen
      • - pen name
      • - pen pal
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه
      تفاوت till و until چیست؟

      تفاوت till و until چیست؟

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات تنیس به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      needless to say negativity neptune tragically transactional tree-planting scheme trickiness troglodyte seize control selene self-assured self-doubt self-expression self-portrait self-respect کف دست کیسه‌ی صفرا کیف زنانه گرسنه گرفتگی عضله گیر افتادن گیره یواشکی یونان پادری عکاس داربست بندی در یک دو
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.