۱۵ کلمه انگلیسی که در طول زمان تغییر معنی دادند
۱۰ کلمه انگلیسی که از فارسی گرفته شده اند
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟
گذشتهی ساده:
jailedشکل سوم:
jailedسومشخص مفرد:
jailsوجه وصفی حال:
jailingشکل جمع:
jailsgaol شکل قدیمی بریتانیایی لغت jail است.
زندان، محبس، بازداشتگاه، بندیخانه
لیست کامل لغات دستهبندی شدهی کاربردی فوق متوسط
The suspect was sent to jail after his arrest.
مظنون پساز دستگیری به زندان فرستاده شد.
The new policy aims to reduce the number of people in jail.
سیاست جدید قصد دارد تعداد افراد در بازداشتگاه را کاهش دهد.
زندانی کردن، به حبس انداختن، محبوس کردن، حبس کردن
تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)
Societies often jail individuals who threaten public safety.
جوامع اغلب افرادی را که امنیت عمومی را تهدید میکنند، زندانی میکنند.
The judge decided to jail the suspect.
قاضی تصمیم گرفت مظنون را حبس کند.
The two criminals were jailed.
آن دو تبهکار زندانی شدند.
حبس، بازداشت
He was sentenced to ten years in jail.
به ده سال حبس محکوم شد.
Current policies aim to reduce non-violent offenders in jail.
سیاستهای کنونی قصد دارند مجرمان خشونتگریز را در بازداشت کاهش دهند.
jail term
دوران حبس
گذشتهی ساده jail در زبان انگلیسی jailed است.
شکل سوم jail در زبان انگلیسی jailed است.
شکل جمع jail در زبان انگلیسی jails است.
وجه وصفی حال jail در زبان انگلیسی jailing است.
سومشخص مفرد jail در زبان انگلیسی jails است.
از آنجا که فستدیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاهها و دانشجویان استفاده میشود، برای رفرنس به این صفحه میتوانید از روشهای ارجاع زیر استفاده کنید.
شیوهی رفرنسدهی:
معنی لغت «jail» در فستدیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۷ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/jail