آیکن بنر

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

فلش‌کارت به نرم‌افزارهای فست‌دیکشنری اضافه شد

به‌روزرسانی کنید
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
امکانات و اشتراک‌ها
ورود یا ثبت‌نام دیکشنری مترجم لغات من وبلاگ
دیکشنری مترجم لغات من
ابزارها
آخرین مطالب آموزشی مشاهده‌ی همه
آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟ چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟ تفاوت deflation و inflation چیست؟
ابزارهای هوش مصنوعی
بهبود گرامر بازنویسی توسعه خلاصه تغییر لحن تبدیل آدرس تصحیح رایتینگ آیلتس تست تعیین سطح لغت
مترجم زبان‌های دیگر
  • EN مترجم انگلیسی ترجمه‌ی انگلیسی به فارسی و برعکس
  • DE مترجم آلمانی ترجمه‌ی آلمانی به فارسی و برعکس
  • FR مترجم فرانسوی ترجمه‌ی فرانسوی به فارسی و برعکس
  • ES مترجم اسپانیایی ترجمه‌ی اسپانیایی به فارسی و برعکس
  • IT مترجم ایتالیایی ترجمه‌ی ایتالیایی به فارسی و برعکس
  • TR مترجم ترکی ترجمه‌ی ترکی به فارسی و برعکس
  • AR مترجم عربی ترجمه‌ی عربی به فارسی و برعکس
  • RU مترجم روسی ترجمه‌ی روسی به فارسی و برعکس
تبدیل عدد به حروف

برای تبدیل عدد به حروف، عدد خود را در بخش دیکشنری بنویسید.

رفتن به دیکشنری
نرم‌افزارها
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
تنظیمات
ورود یا ثبت‌نام وارد شوید یا رایگان ثبت‌نام کنید و از امکانات کامل، از جمله مترجم متن استفاده کنید. خرید اشتراک
  • نرم‌افزار اندروید
  • نرم‌افزار آی‌او‌اس
  • اکستنشن مرورگرها
  • وبلاگ
پشتیبانی
  • پشتیبانی از طریق ایمیل
  • فست‌دیکشنری در اینستاگرام
  • فست‌دیکشنری در اکس
    • معنی و نمونه‌جمله
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • Idioms
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
      آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

      Joint

      dʒɔɪnt dʒɔɪnt

      شکل جمع:

      joints

      معنی joint | جمله با joint

      noun countable B2

      درزه، بند‌گاه، بند، مفصل، پیوندگاه، زانویی، لولا

      تصحیح رایتینگ آیلتس با هوش مصنوعی ابزار فست‌دیکشنری · نمره‌ی چهار معیار رسمی آیلتس
      امتحان کن

      the joints of the finger

      بندهای انگشت

      She suffers from stiff joints.

      او از سختی مفاصل رنج می‌برد.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      the joint between two pieces of wood

      محل اتصال دو قطعه چوب

      He filled the brick joints with white cement.

      او درز میان آجرها را با سیمان سفید پر کرد.

      a joint in a pipe

      بست لوله

      Cracks appeared at the joints between the new cement and the old.

      در حد فاصل بین سیمان تازه و قدیمی درزهایی پدیدار شد.

      noun countable

      (گوشت) شقه

      تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

      جواهرات نقره شخصی‌سازی شده

      a joint of beef

      یک شقه گوشت گاو

      noun countable

      میخانه، خانه، ساختمان

      Each night he visits a different joint.

      هر شب به محل عیاشی دیگری می‌رود.

      come on over to my joint

      به خانه‌ی من بیا

      noun countable

      زندان، هلفدانی

      He spent several years in the joint.

      او چند سال در زندان بود.

      noun countable

      سیگار ماری‌جوانا

      They smoked two joints.

      آن‌ها دو سیگار ماری‌جوانا کشیدند.

      adjective

      مشترک، توأم، شرکتی، مشاع، شریکی

      joint declaration

      اعلامیه‌ی مشترک

      joint property

      ملک مشترک (مشاع)

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      joint winners

      برندگان دوگانه

      joint ownership

      مالکیت مشترک

      a joint account

      حساب (بانکی) مشترک

      verb - transitive

      گوشت را شقه کردن

      a jointed chicken

      (گوشت) مرغ شقه‌شده (با استخوان)

      verb - transitive

      (با همبند یا لولا و غیره) وصل کردن، پهلوی هم قرار دادن

      jointed boards

      تخته‌های به هم وصل‌شده

      The stones are jointed nicely.

      سنگ‌ها خوب به هم جور شده‌اند.

      نمونه‌جمله‌های بیشتر

      a jointed doll

      عروسک مفصل‌دار (خم‌شو)

      The table's legs are jointed.

      پایه‌های میز تاشو هستند.

      پیشنهاد بهبود معانی

      انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد joint

      1. adjective shared, combined
        Synonyms:
        common united public mutual collective combined joined cooperative concerted consolidated conjoint hand in hand conjunct intermutual
        Antonyms:
        separate single unshared uncombined disjoint
      1. noun intersection, juncture
        Synonyms:
        junction meeting point connection link tie union juncture nexus node hinge bend elbow confluence concourse coupling bond splice seam knot bridge copula hyphen suture bracket articulation conjuncture interconnection abutment vinculum impingement tangency swivel crux
      1. noun cheap hangout
        Synonyms:
        bar tavern club dive hole in the wall honky-tonk roadhouse juke joint

      Idioms

      out of joint

      1- (استخوان) دررفته 2- درهم و برهم، بلبشو

      سوال‌های رایج joint

      شکل جمع joint چی میشه؟

      شکل جمع joint در زبان انگلیسی joints است.

      ارجاع به لغت joint

      از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

      شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

      کپی

      معنی لغت «joint» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۱۰ آبان ۱۴۰۵، از https://fastdic.com/word/joint

      لغات نزدیک joint

      • - joiner
      • - joinery
      • - joint
      • - joint account
      • - joint chiefs of staff
      پیشنهاد بهبود معانی

      آخرین مطالب وبلاگ

      مشاهده‌ی همه

      آموزش گسترش متن / چگونه یک متن را گسترش دهیم؟

      چگونه متن انگلیسی را پارافریز کنیم؟

      تفاوت deflation و inflation چیست؟

      لغات تصادفی

      اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

      col con contra cor disco my azo fetus grapho- great ISO lymph benign stew shoulder board اسکادران بالا بررسی کردن افزایش دادن تقویت کردن خودداری کردن کد پستی اختصاص دادن زبان اردو رد کردن رجعت ابداع اذن تمهید نورانی
      بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
      فست دیکشنری
      فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

      فست دیکشنری
      دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت اکستنشن مرورگرها خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز تست سطح زبان انگلیسی
      مترجم‌ها
      ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
      ابزارها
      ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس ابزار تصحیح رایتینگ آیلتس
      وبلاگ
      وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
      قوانین و ارتباط با ما
      پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
      فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
      فست دیکشنری در اینستاگرام
      فست دیکشنری در توییتر
      فست دیکشنری در تلگرام
      فست دیکشنری در یوتیوب
      فست دیکشنری در تیکتاک
      تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
      © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.