آیکن بنر

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند

ایرانیان عزیز، متاسفانه به علت قطعی اینترنت، برخی امکانات در دسترس نیستند :(

:(
Fast Dictionary - فست دیکشنری
حالت روز
حالت خودکار
حالت شب
خرید اشتراک
  • ورود یا ثبت‌نام
  • دیکشنری
  • مترجم
  • نرم‌افزار‌ها
    نرم‌افزار اندروید مشاهده
    نرم‌افزار اندروید
    نرم‌افزار آی‌او‌اس مشاهده
    نرم‌افزار آی او اس
    افزونه‌ی کروم مشاهده
    افزونه‌ی کروم
  • ابزارها
    ابزار بهبود گرامر
    ابزار بازنویسی
    ابزار توسعه
    ابزار خلاصه کردن
    ابزار تغییر لحن
    ابزار تبدیل آدرس
  • وبلاگ
  • پشتیبانی
  • خرید اشتراک
  • لغات من
    • معنی‌ها و نمونه‌جمله‌ها
    • انگلیسی به انگلیسی
    • مترادف و متضاد
    • سوال‌های رایج
    • ارجاع
    آخرین به‌روزرسانی: ۹ آذر ۱۴۰۲

    Junction

    ˈdʒʌŋkʃn ˈdʒʌŋkʃn

    شکل جمع:

    junctions

    معنی junction | جمله با junction

    noun countable C1

    محل تقاطع، برخوردگاه، بندگاه، دوراهی، چندراهی، پیوندگاه، محل اتصال، محل برخورد (دو راه یا راه‌آهن و غیره)

    link-banner

    لیست کامل لغات دسته‌بندی شده‌ی کاربردی متوسط

    مشاهده

    a railroad junction

    تقاطع راه‌آهن

    the old man was killed at the junction of two main roads.

    پیرمرد در محل تقاطع دو راه اصلی کشته شد.

    نمونه‌جمله‌های بیشتر

    the junction of two underground cables.

    پیوندگاه دو شاه‌سیم زیرزمینی.

    noun countable

    پیوند، جفت‌شدگی، اتصال، هم‌بست

    تبلیغات (تبلیغات را حذف کنید)

    هوش مصنوعی فست دیکشنری

    a junction of two armies.

    الحاق دو قشون به هم.

    it caused a junction between the two cultures.

    (آن) موجب پیوند آن دو فرهنگ شد.

    noun countable

    (در دستگاه‌های نیمه‌رسانای برقی) هم‌کنشگر دو بخش نیمه‌رسانا

    پیشنهاد بهبود معانی

    انگلیسی به انگلیسی | مترادف و متضاد junction

    1. noun link, connection
      Synonyms:
      union connection combination tie-up joining coupling attachment interface hookup convergence meeting joint reunion splice amalgamation consolidation coalition alliance conjugation articulation assemblage tie-in knee elbow seam node hinge pivot dovetail miter weld crossing intersection confluence concourse concursion concatenation collocation gore mortise terminal plug-in annexation
    1. noun connection
      Synonyms:
      union combination link attachment tie-in joining meeting interface assemblage convergence hookup coupling articulation joint alliance coalition consolidation reunion bond splice seam weld crossing confluence node pivot elbow hinge gore dovetail miter mortise plug-in terminal tie-up concatenation coherence collocation concourse concursion conjugation combine annexation gathering intersection crossroads

    سوال‌های رایج junction

    شکل جمع junction چی میشه؟

    شکل جمع junction در زبان انگلیسی junctions است.

    ارجاع به لغت junction

    از آن‌جا که فست‌دیکشنری به عنوان مرجعی معتبر توسط دانشگاه‌ها و دانشجویان استفاده می‌شود، برای رفرنس به این صفحه می‌توانید از روش‌های ارجاع زیر استفاده کنید.

    شیوه‌ی رفرنس‌دهی:

    کپی

    معنی لغت «junction» در فست‌دیکشنری. مشاهده در تاریخ ۵ بهمن ۱۴۰۴، از https://fastdic.com/word/junction

    لغات نزدیک junction

    • - junc
    • - junco
    • - junction
    • - juncture
    • - June
    پیشنهاد بهبود معانی

    آخرین مطالب وبلاگ

    مشاهده‌ی همه
    تفاوت till و until چیست؟

    تفاوت till و until چیست؟

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات تنیس به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات و اصطلاحات بدنسازی به انگلیسی

    لغات تصادفی

    اگر معنی این لغات رو بلد نیستی کافیه روشون کلیک کنی!

    mull murder will out music must myself n nascent nausea never again never ever never mind next next to no problem none کانوئینگ کراس‌فیت کریکت مارشال چوکر امتحان امشب املت امن ماژیک امید واهی انبار ماشین‌حساب انتخاب انتقال
    بیش از ۷ میلیون کاربر در وب‌سایت و نرم‌افزارها نماد تجارت الکترونیکی دروازه پرداخت معتبر
    فست دیکشنری
    فست دیکشنری نرم‌افزار برتر اندروید به انتخاب کافه بازار فست دیکشنری برنده‌ی جایزه‌ی کاربرد‌پذیری فست دیکشنری منتخب بهترین نرم‌افزار و وب‌سایت در جشنواره‌ی وب و موبایل ایران

    فست دیکشنری
    دیکشنری مترجم AI دریافت نرم‌افزار اندروید دریافت نرم‌افزار iOS دریافت افزونه‌ی کروم خرید اشتراک تاریخچه‌ی لغت روز
    مترجم‌ها
    ترجمه انگلیسی به فارسی ترجمه آلمانی به فارسی ترجمه فرانسوی به فارسی ترجمه اسپانیایی به فارسی ترجمه ایتالیایی به فارسی ترجمه ترکی به فارسی ترجمه عربی به فارسی ترجمه روسی به فارسی
    ابزارها
    ابزار بهبود گرامر ابزار بازنویسی ابزار توسعه ابزار خلاصه کردن ابزار تغییر لحن ابزار تبدیل آدرس
    وبلاگ
    وبلاگ فست‌دیکشنری گرامر واژه‌های دسته‌بندی شده نکات کاربردی خبرهای فست دیکشنری افتخارات و جوایز
    قوانین و ارتباط با ما
    پشتیبانی درباره‌ی ما راهنما پیشنهاد افزودن لغت حریم خصوصی قوانین و مقررات
    فست دیکشنری در شبکه‌های اجتماعی
    فست دیکشنری در اینستاگرام
    فست دیکشنری در توییتر
    فست دیکشنری در تلگرام
    فست دیکشنری در یوتیوب
    فست دیکشنری در تیکتاک
    تمامی حقوق برای وب سایت و نرم افزار فست دیکشنری محفوظ است.
    © 2007 - 2026 Fast Dictionary - Fastdic All rights reserved.